نبرد فریدون و ترکان در آوردگاه آب و آتش- چنانش بکوبم به گرز گران/ که پولاد کوبند آهنگران  

اکبر ترکان و حسین فریدون، دو بازیگر صفحه‌ی شطرنج سیاست اين روزهاي دولت تدبير و امید در مناطق آزاد کشور هستند که هر یک به سهم خود، مردم اين مناطق را آزرده‌اند. دو مردی که هر دو در اين صفحه‌ی شطرنج وزیری می‌کنند. دست‌کم سه سال است که منطقه آزاد قشم دست‌خوش سوءمدیریت‌هاي شوراي‌عالی مناطق آزاد است.

ادامه مطلب  

زندگی...  

آیا زندگی چیزی به جز همین لحظه هايی هستند که میگذرند؟ بنظر من که نیست! زندگی یعنی تموم لحظاتی که از گذشتن اون احساس رضايت میکنم و از بودن در کنار کسی که دوستش دارم احساس شادی میکنم. من یه زندگی رو میخوام که بخاطر فرداش نگرانی نداشته باشم. شايد بخاطر همینه که علاقه اي به ازدواج ندارم. من از مسئولیت همسر و مادر بودن میترسم. حس میکنم توانايیش رو ندارم. اگه اين دوتا از ازدواج حذف بشه دیگه اون ازدواج چه مفهومی داره؟ نمیدونم بايد چیکار کنم. از طرفی ب

ادامه مطلب  

دیگه چجوری بگم؟!  

ما مرد زهد و توبه و طامات نیستیمبا ما به جام باده ی صافی خطاب کنخدايا من اصلا! توان جدايی از گناه رو ندارم! مگه اينکه خودت با «محبتت» بيدارم کنی!بغلم نمی کنی؟!... بغلم کن... دوست ندارم فشارم بدی، ولی لااقل توی بغلت فشارم بده...الهی لم یکن لی حول فانتقل به عن معصیتک الا فی وقت ايقظتنی لمحبتک.امیرالمومنین روحی فداه.

ادامه مطلب  

 

دیشب وامشب بزرگترین شب سال هستش  بيايید همگی براي کوتاه شدن بزرگترین و طولانی ترین انتظار دعا کنیم...اللهم عجل لولیک الفرجبسم الله الرحمن الرحیماللهم کن لولیک الحجة ابن الحسنصلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعةو فی کل الساعةولیّا و حافظاوقاعداً و ناصراو دلیلا و عیناحتی تسکنهُ عرضک طوعاو تمتعهُ فیها طویلابرحمتک یا ارحم الراحمینشصت ثانیه دیر امدن صبح زمستان باعث شده یلدا همه بيدار بمانیم.چهارده قرن نیامدبسر فاطمه،اما شد ثانیه اي تشنه

ادامه مطلب  

back  

زیاد خواستن با حرفاشون به دردام اضاف کنن ...
اما من میخندم به حرف هاشون ،به حرکاتشون ...
دلم خواست بگم برا شب بيداریامون دلم تنگ شده دختر دآیی جان...
برا مسخره بازیامون ...
از اين جنگ اعصابي که راه انداختی چیزی عايدمون نشد بالام جان !
حقیقتا دیگه حوصله شو ندارم ترجیح میدم بيخیال طی کنم :)
نمیدونم چی قراره گیرت بياد با اين رفتارات... اما زیاد تکرارشون نکن 
نذار باز برسه به دل شکستگی و حرف و اراجیف ...
یادته بهمون میگفتن دوقلو هاي افسانه اي؟
یادته صداي

ادامه مطلب  

عشق چیه؟  

واقعا عشق چیه؟ چی میشه که آدم یه دفعه انقدر به یه نفر دیگه علاقه مند میشه؟ حتی با وجود اينکه شايد اون طرف اصلا حسی بهش نداشته باشه. چطور میشه که یه آدم شب و روزش رو با فکر کردن به اون میگذرونه و قلبش براي اون میزنه؟ حتی با وجود اينکه اون کنارش نیست یا بهش بي توجهه ولی اين عشق کم نمیشه؟ چطور میشه که آدم انقدر اسیر اين احساسات میشه؟ آیا واقعا عشق چیز خوبيه؟ یا فقط وسیله اي براي آزار دادنه؟ اينا سوالايیه که من هر روز از خودم میپرسم.اما هیچ جوابي بر

ادامه مطلب  

من در بندش یا او به کمندم  

دلم برايش تنگ شده بود.چند وقتی بود اين اطراف پیدايش نبود.کلا همین طور است.هر از گاهی سر میزند ,ببيند چیزی کم و کسر ندارم.گمان میکنم چیزی بيشتر از یک صیغه برايش باشم.البته خودم میدانم تنها صیغه ايش نیستم.خوش طبع است دل هزار سودايی دارد.درکش میکنم.شايد اين بار خیلی طول کشید تا بيايد.یک ماه بيشتر شد.به بعضی ها زودتر سر میزند,حالشان را می پرسد.اما خب بالاخره باز دل است.هر چه هم بقیه برايش عشوه بيايند باز هم دلش برايم تنگ می شود و زنگ میزند که "کجايی؟

ادامه مطلب  

سنگ روی یخ  

از کافی شاپ هم اومدم بيرون و بلافاصله رفتم شرکت قبلیمون که مدیره انبار بودم دوباره درخواست بازگشت مجدد به کار دادم 
هنوز که بهم زنگ نزدن . وااااي اگه زنگ نزنن که حسابي سنگ روی یخ شدم .....
اتفاقا دیشب تا صبح بيدار بودم و فکر میکردم ....
به خودم به زندگیم به آیندم ...جالبه به نتیجه اي هم نرسیدم !
چهارشنبه هفته آینده هم جشنه پسر دايیمه . قرار شده شب چله براي خانومش اون موقع بيارن.
منم دعوتم ؟  
یعنی برم ؟؟؟؟
آره میرم .... من که یک پسر دايی بيشتر ندارم
 

ادامه مطلب  

Im back,broken!!  

خیلی دوست داشتم دیگه لازم نباشه اينجا بنویسمدستام میلرزهدوباره از دستش دادمبهش گفتم اگه برم طرف اون هم بازم بعد یه مدت تموم میکنیم باهملعنتی مگه دوسم نداشت؟؟پس چرا واسه موندنم ذره اي تلاش نکردخدا خدا میکردم بهم بگه بمون،نمیخواد بری طرف اون :)اما نگفت حتی یه بار!!!بيچاره منکسیو ندارم علاقه اي ب بودنم داشته باشهالان داشتم اين آهنگو گوش میدادم تا یکم حالم بهتر شهhttps://goo.gl/hUKK84اما وقتی گفت She doesn't love me, no she don't love me no moreShe hates my company, yeah she don't love me no more

ادامه مطلب  

دلبرانه. هفت  

دیوانه شده‌ام. راهم را دور می‌کنم تا از آن نقطه‌ی نورانی کنار پله‌برقی نگذرم، اما راه را اشتباه می‌روم و مجبورم می‌شوم به جاي یک‌بار، دوبار از آن مسیر عبور کنم. با خودم حرف می‌زنم. از خودم می‌پرسم "ببخشید چته؟" و بعد به خودم جواب می‌دهم "ها! چی؟ با منی؟" دقیقا به همین صورت. می‌روم و تکیه می‌دهم به دیوار، چشمانم را می‌بندم و به صداي قطار مترو گوش می‌دهم و صداي توی ايستگاه: لطفا با توجه به تابلوها.. دنبال تابلوی خودم می‌گردم تا دو باره گند

ادامه مطلب  

هر شب تنهایی  

امشب یکدفعه حال بابام بد شد ...
فشارش رفت بالا .... رسیده بود نزدیک به بيست
بردمش درمانگاه .... ولی اي امان از بي پولی
خجالت کشیدم یعنی روم نشد به بابام بگم پول ندارم ... دلم نمیخواست وقتی با من میاد بيرون دست کنه توی جیبش ..... غیرتم اجازه نداد بذارم پول رو خودش حساب کنه
خودمو تکوندم ... هر چه داشتم و نداشتم رو دادم براي پول ویزیت . دکتر . تزریق آمپول و دارو هاش ......
پولام تموم شد ولی خب خوشحالم که به لطف خدا سر شکسته نشدم ....
حالا چیکار میتونم بکنم ؟
خودمم

ادامه مطلب  

میشه ببینمت  

میشه راجب زندگیت، همسرت، فرزندت بگی؟ شنیدن راجب اونا برام مهم چرا اونا رو قايم میکنی؟ میخوام قبل از هر کاری بيام با همسرت حرف بزنم... خیلی دلم میخواد با خودت حرف بزنم حضوری و رو در رو اما اينم میسر نیست چون میدونم بگم نمیاي استاد به خانم دکتر گفتن که براي اومدن من اماده باشن اماحتی خود ايشون هم حاضر نشدن باهاشون صحبت کنم من واقعا دیگه نمیدونم چه کاری درسته چه کاری غلط فقط میدونم با تو بايد اتمام حجت کنم از طرفی اصلا نمیدونم اگه شما بياين چی

ادامه مطلب  

من آدم بدی هستم  

نمی دونم چند بار از اون موقعی که با هم هستیم تا حالا اينو از خودم پرسیدم. اما جوابش معلومه ، من آدم بدی هستم! همونقدر که از بودن باهات لذت میبرم ، بعضی وقتا از اين که باعث شدم پیشم باشی درد میکشم. حس میکنم دارم درد و رنج بدی رو ناخواسته به یه نفر ، نه به دونفر دیگه تحمیل میکنم. تو به بهاي با من بودن داری دونفر دیگه رو نادیده میگیری. کاش میتونستم از اين کارت خوشحال باشم و پیش خودم بگم من مهمتر از اونام.اما نمیتونم. من خیلی حس بد و دردناکی دارم. از اي

ادامه مطلب  

 

سلام عشقم.سلام نفسم.خوبي فاطمه؟از خدا میخوام همیشه خوب باشی فدات بشم.من خیلی دلتنگم...آره دلتنگ تو...کاش دیشب پیشم بودی و میدیدی که چطور دارم گریه میکنم فقط به خاطر تو.میدونی دیشب چه دعايی کردم عزیز دلم؟از خدا خواستم که همیشه سلامت باشی.هیچوقت ناراحت نباشی غم توی زندگیت نیاد...و آخر دعا از خدا خواستم که مال من باشی.خدا تو خودت میدونی من تحمل دیدن دستاش رو توی دستاي کسی دیگه اي ندارم...خدايا قلب من زخم خوردس و درد میکشه خدايا مراقبش باش...خدايا تو

ادامه مطلب  

گریه های من  

نمیدونم بهش میرسم یا نه اصلا نمیدونممنو هنوز دوس داره یانه ولی اينو میدونم اگه نباشه میمیرم اي خدا هیچ کسی رو اينجوری عاشق نکن اون باورم نداره واين داره منو عذاب میده ببينید دارم میگم وقتی به حرفاش فک میکنم فکرخودکشی میزنه به سرم یه بار قرص خوردم ولی خانوادم فهمیدن و معدمو بردن شستشو دادن ولی جواد کجا از اينا خبرداره اره خبرنداره درکمم نمیکنه دارم براش مینویسم که اگه روزی براش خبر رسید فاطمت مرده بدونه دیگه نتونستم حرفاي سنگینشو باخودم به

ادامه مطلب  

دشمن دوست نما را نتوان کرد علاج...!  

حبيب صادقی- "ممانعت ها و لجاجت ها در آینه" عنوان یادداشتی بود که نگارنده به سال 1383 و در باب ماهواره و کیفیت و کمیت آن نگاشت و به لطف استادان منتشر شد؛
 در آن یادداشت در مورد چالش هاي پیش روی حکومت و علی الخصوص صدا و سیماي جمهوری اسلامی بسیار سخن گفته شد و در نهايت منتج به اين مهم گردید که «قسم ... و دم خروس در اين برخورد متناقض مصداق» رطب خورده کی منع رطب کند است.
دیگر آنکه بايستی از قافله تکنولوژی و مقابله فرهنگی با فرهنگ هاي مهاجم عقب نماند که مر

ادامه مطلب  

دیدنی ها کم نیست  

نشسته بود روی نیمکت و به روبروش نگاه میکرد. بي حرکت. بي روح. بي تفاوت.یه تسبيح پلاستیکی ارزون هم دستش بود. ولی ظاهرا چیزی نمیگفت.دختر که اومد، دست پاچه بلندشد، بعد انقدر محکم بغلش کرد و بوسیدش کهفکر کردم سالهاست ندیده تش.انگار پیرمرد ذره ذره ی حیات رو از آغوش و صورت دختر می مکید!برخلاف چند لحظه پیش، حالا داشت با انرژی وصف ناپذیری براي دختر، بلند بلند حرف می زد.دختر هم نشسته بود و داشت پاهاي پیرمرد رو چرب می کرد._ گوش می دی بابا!_ آره! گوشم به شماس

ادامه مطلب  

بوی سیب اردیبهشت  

فلانی را دوست داشتم. ده سال پیش دوستش داشتم خیلی زیاد. قرار بود با هم همکلاس شویم. بشویم دوم ریاضی. با آن همه فکر و طرح قشنگ توی کله‌ام که اگر به سرانجام می‌رسید مرا به اوج و بي‌نهايت می‌رساند.اما او یک‌دفعه و بي‌مقدمه زد به سرش و رفت تجربي شیفت مخالف! هیچ وقت نگفت چرا؟ ده سال پیش قبل از اين‌که بشویم دوم ریاضی، توی یک بعد از ظهر بهاری ساعت2:20 دقیقه برايم خاطره نوشت. درست ده سال بعد همان روز و همان ساعت دیدمش. جلوی درِ دانشکده.خودم را به ندیدن ز

ادامه مطلب  

 

اشک می ریختم و اشک می ریختم و اشک می ریختم. درِ گوشم آروم گفت تو بايد قوی باشی، تو بايد به خاطر همه ی ما قوی باشی. گفته بود "ما" و صورت خیسم رو بوس کرده بود. حرفش رو توو ذهنم تکرار کردم، چون نمی تونستم حرف بزنم. من. بايد. قوی باشم. به خاطر ما. حتی نمی تونستم سرم رو بالا بيارم و به چشم هايی که نگران من بودن، نگاه کنم. خیره به نقطه اي مبهم، اشک ریختم و اشک ریختم و اشک ریختم.
توضیحی براي اتفاقی که دیروز عصر افتاد، ندارم. بخش زیادی از عضله هاي بدنم قفل شده

ادامه مطلب  

نجات انسان  

سوال: چه نقشه اي براي نجات انسان وجود دارد؟
 
جواب: آیا شما گرسنه هستید؟ منظور گرسنگی جسمی نیست، بلکه آن حسّ جویندگی است که در پی چیزی والاتر در زندگی می باشد. آیا در درون خود چیز عمیقی می بينید که گویا هیچگاه ارضاء نشده است؟ اگر اينچنین است، به عیسی مسیح روی آورید؛ او جواب شماست. او فرمود: "من نان حیات هستم. کسی که نزد من آید هرگز گرسنه نشود و هر که به من ايمان آرد هرگز تشنه نگردد" (یوحنا 35:6).
آیا شما خود را سردرگم می بينید؟ آیا زندگی بي هدفی را دن

ادامه مطلب  

قصه حسینکرد شبستری  

چند وقتی است اولتیماتوم داده که شب ها زیاد بيدار نمان,برايت ضرر دارد.اين که در روز ده ساعت پشت لپ تاب مینشینی حتما بايد بگویم بد است که بلند شوی و دو قدم راه بروی و به خودت استراحت بدهی؟البته میداند کار خاصی نمیکنم ولی خسته شده.حق هم دارد.تنهاست و جز من همزبانی ندارد.قبلا بيشتر تحویلش میگرفتم.پارک میرفتیم,کوه و مسافرتمان کم میشد ولی قطع نمیشد.الان هم میرویم.الان هم تنهايش نمیگذارم و هر از چندی مهمانش میکنم.ولی خیلی وقت است به مهمانی نبردمش.مه

ادامه مطلب  

داوری از ظن خود  

هوا تاریک و سرد است . تعداد مسافران مرد اتوبوس بيش از زن است . براي پیاده رفتن ، پايه نیستم . چیزی مانع م می شود از جنس بي حوصلگی . از دیروز که گفتگوی م با یکی از معاونان سازمان نظارتی بالا دست به جايی نرسید ، حال م گرفته است . اگرچه اين تجربه اول م نبود اما هنوز هم متقاعد نیستم که صاحب منصبان بتوانند به صراحت منشور اداری را زیرپا بگذارند و طرح مطالبات مشروع اداری با واکنش شخصی آن ها ، رو به رو شود . در واقع همه کسانی که قبل از دست یابي به قدرت ، داعی

ادامه مطلب  

دنیای مجازی...  

راستی چرا بعضی ها عکس خودشون رو روی پروفايلشون نمی ذارن؟
مثلا جاری من همیشه عکس پسراش رو می ذاره و یا عکس دو تايی پسر و عروسش رو. البته عروسش هرگز عکس خودش رو روی پروفايلش نمی ذاره! انگار از طرف شوهرش اجازه نداره...
بعضی ها هم ترجیح می دن از گل و طبيعت و اشکال کارتونی استفاده کنن...
حتما براي شما هم پیش اومده که مزاحمینی روی تلگرام پیدا می شن و صرفا با دیدن عکس پروفايل شما تمايل به ارتباط دوستی و ... دارن.
و جالبتر اينکه خود اين مزاحمین هیچ عکسی از خ

ادامه مطلب  

در جواب کلام منقول از راسل  

در جواب کلام منقول از راسل
از راسل نقل شده که ما بايد بپذیریم که محکم ترین و تعصب آمیزترین باورهاي ما آنهايی هستند که کمترین دلیل ها براي درستی شان در دست است .
شبکه هاي اجتماعی چه مزايا و یا چه معايبي دارند کاری ندارم , اما یکی خصوصیات اين شبکه ها ( صرف نظر از اينکه عیب است یا مزیت ) اين است که از یک طرفی عمومی است و از طرفی مباحثی که بعضا از توان تحلیل بنده و امثال بنده خارج است و مخصوص محافل حوزوی و دانشگاهی است در اين فضا مطرح شده و شايد بسبب بض

ادامه مطلب  

4 کتاب برای طرح کتاب‌خوان ماه دی 1395  

 
به گزارش روابط عمومی نهاد کتابخانه‌هاي عمومی کشور، کتاب‌هاي «حریم ریحانه» تألیف گروه پژوهشگران، «روزی که آموس بيمار شد» نوشته فیلیپ کریستین استد، «کیش پارسايان» نوشته آیت‌الله مجتبي تهرانی و «نقشه نقش بر آب» بيانات مقام معظّم رهبری ویژه دی ماه 95 از سوی معاونت توسعه کتابخانه‌ها و کتابخوانی نهاد کتابخانه‌هاي عمومی کشور و در راستاي اجراي منویات مقام معظّم رهبری(دام ظله العالی) در خصوص لزوم معرفی و در اختیار گذاشتن کتاب خوب و سالم برا

ادامه مطلب  

دعای امام حسین (ع)در روز عاشورا  

مؤلّف گوید: اين دعا همان دعاى رسول خدا صلى اللّه علیه و آله در روز بدر و احزاب، و دعاى حضرت سید الشهدا علیه السّلام در روز عاشورا است، و جز اين دعا دو دعاى دیگر از حضرت روايت شده كه در روز عاشورا خواندند، یكى دعايى است كه به حضرت سجاد علیه السّلام تعلیم فرمودند، زمانى كه ايشان را به سینه خود چسباند در حالى كه از بدن مباركشان خون مى جوشید، و اين دعا را براى حاجت و نیاز مهم و اندوه و بلاى سخت و امر بزرگ دشوار مى خوانند، و آن دعا اين است:بِحَقِّ یس

ادامه مطلب  

زندگینامه شهید مدافع حرم محمد حسین حمزه  

زندگینامه شهید مدافع حرم محمد حسین حمزه

کم کم شايستگی خودش را نشان داد تا لیاقت استادی آموزش سلاح هاي پیشرفته و به روز را دریافت کرد.
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛  به نقل از پايگاه خبری تحلیلی داهی:  محمد حسین در 15 اسفند 1365 مصادف با پنج رجب 1407 هجری قمری چشم به جهان گشود. در همان نوزادی به بيماری سختی مبتلا شد که سه بار عمل جراحی شد. محمدحسین در شرايطی به دنیا آمد که دو دايی شهید و یک عموی اسیر در دست بعثیان خاطراتش را رقم می زد. پدرش پاسد

ادامه مطلب  

حضرت عیسی(ع) پیامبر صلح و مهربانی  

حضرت عیسی(ع) پیامبر صلح و مهربانی
 
منبع : , اختصاصی پايگاه حوزه
حضرت عیسی بن مریم(ع)، پیامبر بزرگ الهی، در روز ۲۵ دسامبر سال اول میلادی یعنی ۶۲۲ سال قبل از هجرت پیامبر بزرگ اسلام(ص)، در بيت لحم واقع در سرزمین فلسطین به دنیا آمد؛ امّا با اين حال تاریخ تولد حضرت عیسی(ع) دقیق نبوده و در اين زمینه اختلاف نظر وجود دارد. در اين ايام مسیحیان جهان؛ به دلیل آغاز سال نو میلادی و سال روز میلاد حضرت عیسی علیه السلام؛ در جشن و سرور و شادی به سر می برند. اين ا

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1