دنیای یک ادم برفی  

برف کتاب مقدس ادم برفی بود با ایه های یخ بسته بر سطر زمستان که
خدایش تو بودی و خالقش دستهای یخ بسته و سرد تو بودند که
نشاندیش بر متن یک عمر زندگیه بی حاصل و سرد و سکون  در شب
نزول سرما بر قطب خفته بر سکوت مرگبار زمین و چشمهایش یخ بسته
بود روی پلک هایی که سنگینیه قندیل اویزان به برتارک مژه هایش
سنگین تر از خواب خدا بود ادم برفی زندگیش چق چق صدای فشار
داندانها در نیمه شب کولاک بود شبی کشیده شده تا رستاخیز تگرگ ها
با کوبش مرگبار نیستی روی اخرین تکه

ادامه مطلب  

خاطره بازی زندگی یک نوع قمار نیست  

چرا اشنا ها قادر نیستند خاطرات ما را بخوانند خواهر کوچکتر را بادمجانی رنگ می کنیم که دست به قفل دفترچه خاطرات نزند و رمزسال تولد ما را بی زحمت وارد نکند چرا اشنا ها مجاز نیستند چون اشنایند و ما هر لحظه با انها در زیر سقف اسمانیم و شرمنده ی چشمان انها ولی چرا راحت تر خاطراتمان را در صحنه ی مجازی نشر می دهیم حتی اگر عشق و یار باشد بی ان که از خود در انی بپرسیم شاید تو غریبانه ای با یک نام بیگانه  فرق ان اشنا و غریبه در چیست حتما اشنا ها غریبه ان

ادامه مطلب  

خاطره بازی زندگی یک نوع قمار نیست  

چرا اشنا ها قادر نیستند خاطرات ما را بخوانند خواهر کوچکتر را بادمجانی رنگ می کنیم که دست به قفل دفترچه خاطرات نزند و رمزسال تولد ما را بی زحمت وارد نکند چرا اشنا ها مجاز نیستند چون اشنایند و ما هر لحظه با انها در زیر سقف اسمانیم و شرمنده ی چشمان انها ولی چرا راحت تر خاطراتمان را در صحنه ی مجازی نشر می دهیم حتی اگر عشق و یار باشد بی ان که از خود در انی بپرسیم شاید تو غریبانه ای با یک نام بیگانه  فرق ان اشنا و غریبه در چیست حتما اشنا ها غریبه ان

ادامه مطلب  

خاطره بازی زندگی یک نوع قمار نیست  

چرا اشنا ها قادر نیستند خاطرات ما را بخوانند خواهر کوچکتر را بادمجانی رنگ می کنیم که دست به قفل دفترچه خاطرات نزند و رمزسال تولد ما را بی زحمت وارد نکند چرا اشنا ها مجاز نیستند چون اشنایند و ما هر لحظه با انها در زیر سقف اسمانیم و شرمنده ی چشمان انها ولی چرا راحت تر خاطراتمان را در صحنه ی مجازی نشر می دهیم حتی اگر عشق و یار باشد بی ان که از خود در انی بپرسیم شاید تو غریبانه ای با یک نام بیگانه  فرق ان اشنا و غریبه در چیست حتما اشنا ها غریبه ان

ادامه مطلب  

خاطره بازی زندگی یک نوع قمار نیست  

چرا اشنا ها قادر نیستند خاطرات ما را بخوانند خواهر کوچکتر را بادمجانی رنگ می کنیم که دست به قفل دفترچه خاطرات نزند و رمزسال تولد ما را بی زحمت وارد نکند چرا اشنا ها مجاز نیستند چون اشنایند و ما هر لحظه با انها در زیر سقف اسمانیم و شرمنده ی چشمان انها ولی چرا راحت تر خاطراتمان را در صحنه ی مجازی نشر می دهیم حتی اگر عشق و یار باشد بی ان که از خود در انی بپرسیم شاید تو غریبانه ای با یک نام بیگانه  فرق ان اشنا و غریبه در چیست حتما اشنا ها غریبه ان

ادامه مطلب  

خاطره بازی زندگی یک نوع قمار نیست  

چرا اشنا ها قادر نیستند خاطرات ما را بخوانند خواهر کوچکتر را بادمجانی رنگ می کنیم که دست به قفل دفترچه خاطرات نزند و رمزسال تولد ما را بی زحمت وارد نکند چرا اشنا ها مجاز نیستند چون اشنایند و ما هر لحظه با انها در زیر سقف اسمانیم و شرمنده ی چشمان انها ولی چرا راحت تر خاطراتمان را در صحنه ی مجازی نشر می دهیم حتی اگر عشق و یار باشد بی ان که از خود در انی بپرسیم شاید تو غریبانه ای با یک نام بیگانه  فرق ان اشنا و غریبه در چیست حتما اشنا ها غریبه ان

ادامه مطلب  

خاطره بازی زندگی یک نوع قمار نیست  

چرا اشنا ها قادر نیستند خاطرات ما را بخوانند خواهر کوچکتر را بادمجانی رنگ می کنیم که دست به قفل دفترچه خاطرات نزند و رمزسال تولد ما را بی زحمت وارد نکند چرا اشنا ها مجاز نیستند چون اشنایند و ما هر لحظه با انها در زیر سقف اسمانیم و شرمنده ی چشمان انها ولی چرا راحت تر خاطراتمان را در صحنه ی مجازی نشر می دهیم حتی اگر عشق و یار باشد بی ان که از خود در انی بپرسیم شاید تو غریبانه ای با یک نام بیگانه  فرق ان اشنا و غریبه در چیست حتما اشنا ها غریبه ان

ادامه مطلب  

خاطره بازی زندگی یک نوع قمار نیست  

چرا اشنا ها قادر نیستند خاطرات ما را بخوانند خواهر کوچکتر را بادمجانی رنگ می کنیم که دست به قفل دفترچه خاطرات نزند و رمزسال تولد ما را بی زحمت وارد نکند چرا اشنا ها مجاز نیستند چون اشنایند و ما هر لحظه با انها در زیر سقف اسمانیم و شرمنده ی چشمان انها ولی چرا راحت تر خاطراتمان را در صحنه ی مجازی نشر می دهیم حتی اگر عشق و یار باشد بی ان که از خود در انی بپرسیم شاید تو غریبانه ای با یک نام بیگانه  فرق ان اشنا و غریبه در چیست حتما اشنا ها غریبه ان

ادامه مطلب  

خاطره بازی زندگی یک نوع قمار نیست  

چرا اشنا ها قادر نیستند خاطرات ما را بخوانند خواهر کوچکتر را بادمجانی رنگ می کنیم که دست به قفل دفترچه خاطرات نزند و رمزسال تولد ما را بی زحمت وارد نکند چرا اشنا ها مجاز نیستند چون اشنایند و ما هر لحظه با انها در زیر سقف اسمانیم و شرمنده ی چشمان انها ولی چرا راحت تر خاطراتمان را در صحنه ی مجازی نشر می دهیم حتی اگر عشق و یار باشد بی ان که از خود در انی بپرسیم شاید تو غریبانه ای با یک نام بیگانه  فرق ان اشنا و غریبه در چیست حتما اشنا ها غریبه ان

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1