لازم نیست نگران من باشید
من به اندازه ی كافی نگران خودم هستم 
خودم را خوب میشناسم
بهتر از هر كسی
و ميدانم چطور خودم را خوشحال كنم...
همیشه
به محض اینكه به خانه رسیدم
در را برای خودم باز میكنم
تا ناراحت نشوم
چون ميدانم از پشت در ایستادن خوشم نمی آید
من یاد گرفته ام
جا خالی همه را با خودم پر میكنم...                      مادرین امینی نبی                                           

ادامه مطلب  

 

دلتنگی … دلتنگی …همانند سربازی که تازه از جنگ بازگشتهمحتاج نوازش دست هايت هستمباور کن که دلتنگی … دلتنگی …دلتنگی مرگ تدریجی ست !دلم برای یک نفر تنگ است…نه ميدانم نامش چیست…و نه ميدانم چه می کند…حتی خبری از رنگ چشم هایش هم ندارم…رنگ موهایش را نمی دانم…لبخندش را هم…فقط ميدانم که باید باشد و نیست…
 

ادامه مطلب  

گریه های تو واسه من دیگه هیچ رنگی نداره با کیفیت بالا  

برچسپ ها:گریه های تو واسه من دیگه هیچ رنگی نداره,دانلود گریه های تو واسه من دیگه هیچ رنگی نداره,گریه های تو واسه من دیگه هیچ رنگی نداره حمید عسکری,حمید عسکری گریه های تو واسه من دیگه هیچ رنگی نداره,دانلوداهنگ گریه های تو واسه من دیگه هیچ رنگی نداره,متن اهنگ گریه های تو واسه من دیگه هیچ رنگی نداره,گریه های تو واسه من دیگه هیچ رنگی نداره با کیفیت بالا

گریه های تو واسه من دیگه هیچ رنگی نداره
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

گریه های تو واسه من دیگه هیچ رنگی نداره با کیفیت بالا  

برچسپ ها:گریه های تو واسه من دیگه هیچ رنگی نداره,دانلود گریه های تو واسه من دیگه هیچ رنگی نداره,گریه های تو واسه من دیگه هیچ رنگی نداره حمید عسکری,حمید عسکری گریه های تو واسه من دیگه هیچ رنگی نداره,دانلوداهنگ گریه های تو واسه من دیگه هیچ رنگی نداره,متن اهنگ گریه های تو واسه من دیگه هیچ رنگی نداره,گریه های تو واسه من دیگه هیچ رنگی نداره با کیفیت بالا

گریه های تو واسه من دیگه هیچ رنگی نداره
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

گریه های تو واسه من دیگه هیچ رنگی نداره با کیفیت بالا  

برچسپ ها:گریه های تو واسه من دیگه هیچ رنگی نداره,دانلود گریه های تو واسه من دیگه هیچ رنگی نداره,گریه های تو واسه من دیگه هیچ رنگی نداره حمید عسکری,حمید عسکری گریه های تو واسه من دیگه هیچ رنگی نداره,دانلوداهنگ گریه های تو واسه من دیگه هیچ رنگی نداره,متن اهنگ گریه های تو واسه من دیگه هیچ رنگی نداره,گریه های تو واسه من دیگه هیچ رنگی نداره با کیفیت بالا

گریه های تو واسه من دیگه هیچ رنگی نداره
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

گریه های تو واسه من دیگه هیچ رنگی نداره با کیفیت بالا  

برچسپ ها:گریه های تو واسه من دیگه هیچ رنگی نداره,دانلود گریه های تو واسه من دیگه هیچ رنگی نداره,گریه های تو واسه من دیگه هیچ رنگی نداره حمید عسکری,حمید عسکری گریه های تو واسه من دیگه هیچ رنگی نداره,دانلوداهنگ گریه های تو واسه من دیگه هیچ رنگی نداره,متن اهنگ گریه های تو واسه من دیگه هیچ رنگی نداره,گریه های تو واسه من دیگه هیچ رنگی نداره با کیفیت بالا

گریه های تو واسه من دیگه هیچ رنگی نداره
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

 

ازش میترسم
چقدر خوب بود اگر از شوهرم نمیترسیدم
اگر ب من ارامش میداد
هر گاه ک دلم میخواست صمیمانه ب او میگفتم هیس سرم رفت
چقدر خوب بود اگر با او ک حرف میزدم تمام تنم نمیلرزید
چقدر خوب بود اگر ب من میگفت با اشتباهات گذشته ات کاری ندارم
حتی اگر نان شب نبود
همین ک ارامش بود یعنی زندگی بود
خدایا ميدانم حتی نمیخواهی نگاهم کنی
و تو
ميدانم ک باید بروم تا همسر جدیدت را قبول کنی
ماندن من چیزی را تغییر نخواهد داد
همه را ميدانم ولی میترسم
برایم دعا کن
شاید

ادامه مطلب  

مسافر  

مسلمانم ، بجانم بسته شد مهر وطن ،
دلبسته ی آنم
به جنگی نابرابر کرده ام اثبات ،
ميدانم،
اگر صدبارهم من ،
قطعه قطعه گردم و زنده
نداری باورم ، ای بی وطن
فرزند ایرانم
پذیرا گشته یا طردم کنی ،
فرقی نخواهد کرد
مسافر بوده راه و رسم آنرا 
خوب ميدانم

ادامه مطلب  

دختری ک رفت تا دلش برای دنیای آدم بزرگها نگیرد.  

انروز می اید.خوب ميدانم.اگر از من بپرسند بعد از خدا ب چ چیز توی دنیا اینقدر محکم و استوار پایبندی ک اگر با بزرگتر ین پیشگو ها هم بخاهند خرابش کنند باورت نشود خاهم گفت:ميدانم خوب ميدانم ک بلاخره انروز می اید انروزی ک برای فراموش کردن غم های گُنده توی دنیای کوچک ادم بزرگها کوله ام را بندازم روی دوشم گوشه دفترچه بنفش ام را تا بزنم و بنویسم:میروم,میروم تا بیش از این دلم برای دنیای کوچک ادم بزرگها نگیرد...

ادامه مطلب  

دختری ک رفت تا دلش برای دنیای آدم بزرگها نگیرد.  

انروز می اید.خوب ميدانم.اگر از من بپرسند بعد از خدا ب چ چیز توی دنیا اینقدر محکم و استوار پایبندی ک اگر با بزرگتر ین پیشگو ها هم بخاهند خرابش کنند باورت نشود خاهم گفت:ميدانم خوب ميدانم ک بلاخره انروز می اید انروزی ک برای فراموش کردن غم های گُنده توی دنیای کوچک ادم بزرگها کوله ام را بندازم روی دوشم گوشه دفترچه بنفش ام را تا بزنم و بنویسم:میروم,میروم تا بیش از این دلم برای دنیای کوچک ادم بزرگها نگیرد...

ادامه مطلب  

دختری ک رفت تا دلش برای دنیای آدم بزرگها نگیرد.  

انروز می اید.خوب ميدانم.اگر از من بپرسند بعد از خدا ب چ چیز توی دنیا اینقدر محکم و استوار پایبندی ک اگر با بزرگتر ین پیشگو ها هم بخاهند خرابش کنند باورت نشود خاهم گفت:ميدانم خوب ميدانم ک بلاخره انروز می اید انروزی ک برای فراموش کردن غم های گُنده توی دنیای کوچک ادم بزرگها کوله ام را بندازم روی دوشم گوشه دفترچه بنفش ام را تا بزنم و بنویسم:میروم,میروم تا بیش از این دلم برای دنیای کوچک ادم بزرگها نگیرد...

ادامه مطلب  

 

مسافرمچون خانه بدوشانولی با یک تفاوتکه من از مسافرت چیزی نميدانم ولی ميدانم که این جهانبا شکوه ولی بیرحم است.مسافرمچون ابرهای مهاجرولی با یک تفاوتکه من از زمستانجدایی نمیتوانم کردولی ميدانم که این جهاننیکخواه ولی زورمند است.مسافرم...
...
 
"ماریو بندتی "

ادامه مطلب  

هم زادد..  

همزاد
ميدانم دیگر متلاشی شدم
ميدانم حتی تو هم دیگر من را نمی خواهی
تویی که میگفتی از جان و‌تن توام
درد من را فلج کرد
نه استعدادی در من ماند نه جذابیت و زیبایی
من را در زیر درخت تنهایی دفن کن
من دیگر خسته ام از این دنیا گل یاس سفید

ادامه مطلب  

هم زادد..  

همزاد
ميدانم دیگر متلاشی شدم
ميدانم حتی تو هم دیگر من را نمی خواهی
تویی که میگفتی از جان و‌تن توام
درد من را فلج کرد
نه استعدادی در من ماند نه جذابیت و زیبایی
من را در زیر درخت تنهایی دفن کن
من دیگر خسته ام از این دنیا گل یاس سفید

ادامه مطلب  

شعر سایه از ستاره فرخی نژاد / اینجا که منم سایه ی زنی ....  

شعر سايه از ستاره فرخی نژاد / اینجا که منم سايه ی زنی ....
شعر عاشقانه ی سايه
دسته بندی:عاشقانه
اینجا که منمسايه ی زنیهمگام با منروزمرگی را در آغوش میفشارد...عصرهافنجان چایش راکنار پنجره ی دلتنگیخیره به دوردستهاسرد میکندو گاه ترانه ای زیر لب زمزمهبه منبگوآنجا که منمشباهنگامکه شور میگیرد احساساین شاعره ی بی پرواکنارتچه میکند....شعر مرتبط با این شعر:شعر انتظار از ستاره فرخی نژاد / تشویشهای شبانه ای، روییده در ...
شما می توانید این شعر را به صورت

ادامه مطلب  

شعر سایه از ستاره فرخی نژاد / اینجا که منم سایه ی زنی ....  

شعر سايه از ستاره فرخی نژاد / اینجا که منم سايه ی زنی ....
شعر عاشقانه ی سايه
دسته بندی:عاشقانه
اینجا که منمسايه ی زنیهمگام با منروزمرگی را در آغوش میفشارد...عصرهافنجان چایش راکنار پنجره ی دلتنگیخیره به دوردستهاسرد میکندو گاه ترانه ای زیر لب زمزمهبه منبگوآنجا که منمشباهنگامکه شور میگیرد احساساین شاعره ی بی پرواکنارتچه میکند....شعر مرتبط با این شعر:شعر انتظار از ستاره فرخی نژاد / تشویشهای شبانه ای، روییده در ...
شما می توانید این شعر را به صورت

ادامه مطلب  

شعر سایه از ستاره فرخی نژاد / اینجا که منم سایه ی زنی ....  

شعر سايه از ستاره فرخی نژاد / اینجا که منم سايه ی زنی ....
شعر عاشقانه ی سايه
دسته بندی:عاشقانه
اینجا که منمسايه ی زنیهمگام با منروزمرگی را در آغوش میفشارد...عصرهافنجان چایش راکنار پنجره ی دلتنگیخیره به دوردستهاسرد میکندو گاه ترانه ای زیر لب زمزمهبه منبگوآنجا که منمشباهنگامکه شور میگیرد احساساین شاعره ی بی پرواکنارتچه میکند....شعر مرتبط با این شعر:شعر انتظار از ستاره فرخی نژاد / تشویشهای شبانه ای، روییده در ...
شما می توانید این شعر را به صورت

ادامه مطلب  

شعر سایه از ستاره فرخی نژاد / اینجا که منم سایه ی زنی ....  

شعر سايه از ستاره فرخی نژاد / اینجا که منم سايه ی زنی ....
شعر عاشقانه ی سايه
دسته بندی:عاشقانه
اینجا که منمسايه ی زنیهمگام با منروزمرگی را در آغوش میفشارد...عصرهافنجان چایش راکنار پنجره ی دلتنگیخیره به دوردستهاسرد میکندو گاه ترانه ای زیر لب زمزمهبه منبگوآنجا که منمشباهنگامکه شور میگیرد احساساین شاعره ی بی پرواکنارتچه میکند....شعر مرتبط با این شعر:شعر انتظار از ستاره فرخی نژاد / تشویشهای شبانه ای، روییده در ...
شما می توانید این شعر را به صورت

ادامه مطلب  

شعری زیبا در بیان فضایل ابوالفضل العباس (ع)  

نه در توصیف شاعر ها نه در آواز عشاقیتو افزون تر از اندیشه فراوان تر از اغراقی
وفاداری و شیدایی علمداری و سقاییندارند این صفت ها جز تو دیگر هیچ مصداقی
به خوبی تو حتی معترف بودند بدخواهانیزید آنجا که می گوید "الا یا ایها الساقی"
تمام کودکان معراج را توصیف می کردندمگر پيداست از بالای دوش تو چه آفاقی
چنان رفتی که حتی سايه ات از رفتنت جا ماندرکاب از هم گسست از بس برای مرگ مشتاقی
فرار از تو فراری می شود در عرصهء میدانچنان رفتی که بعد ازآن بخوانندت ه

ادامه مطلب  

سکه دوزاری  

ببخشید، یک سکه دوزاری دارید؟ میخواهم به گذشته ها, زنگ بزنم! به آن روزهای دور...به دل های بزرگ،به محل کار پدرم، به جوانی مادرم،به کوچه هاى کودکى، به هم بازیهاى بچگى.میخواهم زنگ بزنم به دوچرخۀ خسته ام، به مسیر مدرسه ام که خنده های مرا فراموش کرده، به نیمکت های پر از یادگاری، به زنگ هاى تفریح مدرسه، به زمستانی که با زمین قهر نبود، به بخارى نفتى که همۀ ما رابا عشق دور هم جمع میکرد،ميدانم آن خاطره ها کوچ کرده اند... می دانم ...آری ميدانم که تو هم ، دنب

ادامه مطلب  

سکه دوزاری  

ببخشید، یک سکه دوزاری دارید؟ میخواهم به گذشته ها, زنگ بزنم! به آن روزهای دور...به دل های بزرگ،به محل کار پدرم، به جوانی مادرم،به کوچه هاى کودکى، به هم بازیهاى بچگى.میخواهم زنگ بزنم به دوچرخۀ خسته ام، به مسیر مدرسه ام که خنده های مرا فراموش کرده، به نیمکت های پر از یادگاری، به زنگ هاى تفریح مدرسه، به زمستانی که با زمین قهر نبود، به بخارى نفتى که همۀ ما رابا عشق دور هم جمع میکرد،ميدانم آن خاطره ها کوچ کرده اند... می دانم ...آری ميدانم که تو هم ، دنب

ادامه مطلب  

سکه دوزاری  

ببخشید، یک سکه دوزاری دارید؟ میخواهم به گذشته ها, زنگ بزنم! به آن روزهای دور...به دل های بزرگ،به محل کار پدرم، به جوانی مادرم،به کوچه هاى کودکى، به هم بازیهاى بچگى.میخواهم زنگ بزنم به دوچرخۀ خسته ام، به مسیر مدرسه ام که خنده های مرا فراموش کرده، به نیمکت های پر از یادگاری، به زنگ هاى تفریح مدرسه، به زمستانی که با زمین قهر نبود، به بخارى نفتى که همۀ ما رابا عشق دور هم جمع میکرد،ميدانم آن خاطره ها کوچ کرده اند... می دانم ...آری ميدانم که تو هم ، دنب

ادامه مطلب  

سکه دوزاری  

ببخشید، یک سکه دوزاری دارید؟ میخواهم به گذشته ها, زنگ بزنم! به آن روزهای دور...به دل های بزرگ،به محل کار پدرم، به جوانی مادرم،به کوچه هاى کودکى، به هم بازیهاى بچگى.میخواهم زنگ بزنم به دوچرخۀ خسته ام، به مسیر مدرسه ام که خنده های مرا فراموش کرده، به نیمکت های پر از یادگاری، به زنگ هاى تفریح مدرسه، به زمستانی که با زمین قهر نبود، به بخارى نفتى که همۀ ما رابا عشق دور هم جمع میکرد،ميدانم آن خاطره ها کوچ کرده اند... می دانم ...آری ميدانم که تو هم ، دنب

ادامه مطلب  

سکه دوزاری  

ببخشید، یک سکه دوزاری دارید؟ میخواهم به گذشته ها, زنگ بزنم! به آن روزهای دور...به دل های بزرگ،به محل کار پدرم، به جوانی مادرم،به کوچه هاى کودکى، به هم بازیهاى بچگى.میخواهم زنگ بزنم به دوچرخۀ خسته ام، به مسیر مدرسه ام که خنده های مرا فراموش کرده، به نیمکت های پر از یادگاری، به زنگ هاى تفریح مدرسه، به زمستانی که با زمین قهر نبود، به بخارى نفتى که همۀ ما رابا عشق دور هم جمع میکرد،ميدانم آن خاطره ها کوچ کرده اند... می دانم ...آری ميدانم که تو هم ، دنب

ادامه مطلب  

سکه دوزاری  

ببخشید، یک سکه دوزاری دارید؟ میخواهم به گذشته ها, زنگ بزنم! به آن روزهای دور...به دل های بزرگ،به محل کار پدرم، به جوانی مادرم،به کوچه هاى کودکى، به هم بازیهاى بچگى.میخواهم زنگ بزنم به دوچرخۀ خسته ام، به مسیر مدرسه ام که خنده های مرا فراموش کرده، به نیمکت های پر از یادگاری، به زنگ هاى تفریح مدرسه، به زمستانی که با زمین قهر نبود، به بخارى نفتى که همۀ ما رابا عشق دور هم جمع میکرد،ميدانم آن خاطره ها کوچ کرده اند... می دانم ...آری ميدانم که تو هم ، دنب

ادامه مطلب  

انشای طنز و غیر طنز مهارت های نوشتاری نهم  

انشا طنز وغیر طنز تلفن همراهانشا طنز درمورد کمک به همسايهانشا طنز درمورد ایستادن توی صفانشا طنز در مورد انتقال خونانشا طنز وغیر طنز نهمانشا طنز وغیر طنز سايه ادمانشا طنز سايه ادمانشا در مورد درد دل یک موش آزمایشگاهی
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

انشای طنز و غیر طنز مهارت های نوشتاری نهم  

انشا طنز وغیر طنز تلفن همراهانشا طنز درمورد کمک به همسايهانشا طنز درمورد ایستادن توی صفانشا طنز در مورد انتقال خونانشا طنز وغیر طنز نهمانشا طنز وغیر طنز سايه ادمانشا طنز سايه ادمانشا در مورد درد دل یک موش آزمایشگاهی
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

همه انشا های طنز و غیر طنز صفحه 55 مهارت های نوشتاری نهم  

انشا طنز وغیر طنز تلفن همراهانشا طنز درمورد کمک به همسايهانشا طنز درمورد ایستادن توی صفانشا طنز در مورد انتقال خونانشا طنز وغیر طنز سايه ادمانشا طنز وغیر طنز نهمانشا در مورد درد دل یک موش آزمایشگاهیانشا طنز سايه ادم
ادامه مطلب

ادامه مطلب  

تکیه کن  

تکیه کن بر شانه های ترد من آرام
تا سرود صبح سرشار نفس باشد
تا نروید خستگی در ذهن نیلوفر
تا برای آشتی یک بوسه بس باشد
می شناسم من تو را اسم شبت دریاست
با صدايت عطر شبنم های شفاف است
خوب ميدانم که وقتی برف می بارد
آسمان قصه هايت باز هم صاف است
خوب ميدانم که میدانی کدامین ابر
گونه های تشنه یک دشت را بوسید
خوب ميدانم که میدانی کدامین شعر
در کتاب کهنه پندارها پوسید
با تو هستم ای بلوغ ممتد باران
چشمهايت گویی از اقلیم باورهاست
رنگ اعجاز عطش بار نگاه خ

ادامه مطلب  

 

 
fafa
ندانستیم و دل بستیم....نپرسیدیم و پیوستیم...ولی هرگز نفهمیدیم...شکار سايه ها هستیم..سفر با تو چه زیبا بود!!به زیبایی رویا بود!!نمیدیدیم و میرفتیم..هزاران سايه با ما بود!سکوتت را ندانستم!نگاهم را نفهمیدی!نگفتم گفتنی ها را...تو هم هرگز نپرسیدی...!!!

ادامه مطلب  

 

ميدانم این لجنزاری که در آن زندگی میکنیم این باتلاقی که همه آرزوها و ایده آلهای ما را در خود فرو میبرد زمانی از بین خواهند رفت. من برای رسیدن به چنان روزی تلاش و مبارزه خواهم کرد. تنها نگرانی اندک من این است که شاید در آن روز دیگر من نباشم.

ادامه مطلب  

درگذشت  

چیزی که مرا در این دنیای سیاست، شوکه میکند تفاوت گذاشتن بین خودی و غیر خودی هستش.
وقتی که شخصی به مانند آیت الله هاشمی رفسنجانی، انتقاد میکند پیشوند آیت الله اش را بر میدارند و آقای هاشمی و یا به طنز شیخ صدایش میزنند.
واقعا که چه بی انصافی هایی در حق مخالفان خودمان میکنیم.
نميدانم این واژه خناس که رهبر در پیام تسلیت عنوان کرده اند، دقیقا به چه کسانی گفته شده.(اگه بخوام مثال بزنم واقعا نمیدونم احمدی نژاد هم جزو ایناست یا نه) اما ميدانم که کارشا

ادامه مطلب  

خدمات بادکنک آرایی دیزاین تولد خبری  

,بادکنک آرایی,بادکنک آرایی ساده,بادکنک آرایی جشن تولد,بادکنک آرایی تولد,بادکنک آرایی عروسی,بادکنک آرایی و تزئینات,بادکنک آرایی برای جشن تولد,بادکنک آرایی در اصفهان,بادکنک آرایی مینیاتور,بادکنک آرایی اصفهان,بادکنک آرایی جشن تولد کودک,آموزش بادکنک آرایی جشن تولد,آموزش بادکنک آرایی برای جشن تولد,بادکنک آرایی برای جشن تولد کودک,قیمت بادکنک آرایی جشن تولد,آموزش بادکنک آرایی برای تزیینات جشن تولد کودکان,بادکنک آرایی تولد کودک,بادکنک آرایی ت

ادامه مطلب  

هجرت (تصویر نوشت)  

دیر است می دانم 
اما
راه میان گندمزار مرا میخواند
هر چند محو و مبهم است سرانجامش 
و افق روشن نیست!
تو گویی هماره 
صدای خفتگان را
نسیم بیشه از لابه لای خوشه های گندم 
بلندمی کند
می رقصاند 
و به گوش هر رهگذری میرساند
بیشه سخت وهمناک است
ميدانم
توشه ام محدود است
اما در آبادی پیشین، نیمی از عمرم را گذرانده ام
بی هیچ شور و عشقی
بی هیچ لذتی از حضور 
مدت ها بود
 یاد و خاطر تو را دفن کرده بودم
دیروز
سنگ ها را پس زدم 
و تو را که رنجور و ضعیف بودی
از آغوش خ

ادامه مطلب  

گاو  

دورم، دوووور..
به اندازه مورچه ای در مرکز فرشِ مرکز خانه، از لانه اش.
براستی زمان چیز غریبی است. سال هاست که خبری از او ندارم اما ميدانم چند روزی بیش نگذشته است.. درمان تلخ است، اما گمان میبرم که باید شیرینش کنم به بطالت زمان.
نمیخواهم بگوییم، نه از دردم نه از درمانم. کو گوش محرم؟ همه قضاوت می کنند آنچه را که نمی دانند.. و در آخر من می مانم و درد و درمان و قضاوت هایی که کرده اند مرا.. ترجیح می دهم باشم و درد با درمان بی درمانم تا اینکه سخن نشخوار کنم

ادامه مطلب  

شعری زیبا از استاد شفیعی کدکنی با تضمین مصرعی از سعدی  

نفسم گرفت ازین شب در این حصار بشکن
در این حصار جادویی روزگار بشکن
چو شقایق از دل سنگ برآر رايت خون
به جنون صلابت صخره ی کوهسار بشکن
تو که ترجمان صبحی به ترنم و ترانه
لب زخم دیده بگشا صف انتظار بشکن
... سر آن ندارد امشب که برآید آفتابی؟
تو خود آفتاب خود باش و طلسم کار بشکن
بسرای تا که هستی که سرودن است بودن
به ترنمی دژ وحشت این دیار بشکن
شب غارت تتاران همه سو فکنده سايه
تو به آذرخشی این سايه ی دیوسار بشکن
ز برون کسی نیاید چو به یاری تو اینجا
تو ز خو

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1