شعر متن آهنگ تجربه کن با صدای شادمهر عقیلی  

شعر متن آهنگ تجربه کن با صداي شادمهر عقیلی
دستتو ول میکنم اگه میتونی برو یه قدم تجربه کن بی من این آینده روبعد من هر کی بیاد من ازش عاشقترمبعد من هر کی بیاد من ازت نمیگذرم
تو نمیتونی بری وقتی عاشقی هنوزهر چی از تو بشنوه به خودم گفتی یه روززندگی کردم تو رو تا نگاه آخرتمن همین نزدیکیام یه قدم پشت سرت
بعد من هر کی بیاد باید از من بگذرهتا کجا باید بری تا منو یادت برهرفتنت عذابته خاطرات با کیههر چی تجربه کنی بعد من تکراریه
 
Download MP3 / دانلود اهنگ کیف

ادامه مطلب  

 

شنبه 4 دى 1395 ساعت 08:10

اقتصاد

شناسه خبر : 262464
 

روایت آماری از تخلفات صندوق ذخیره فرهنگیان در دولت روحانی؛
 
بخشی از 8000 میلیارد تومان اینگونه اختلاس شد: وام ۱۳۰۰ میلیارد تومانی از جیب معلمان برای تهیه کننده «شهرزاد» و واگذاری خودروی سانتافه به ۳۵۸ نفر!/ در زمان تسویه حساب دوره قبل صندوق، چهار وزیر دولت یازدهم در جلسه حاضر بودند
قائم‌مقام مدیرعامل اسبق صندوق ذخیره فرهنگیان به جزئیاتی از پشت پرده تخلفات این صندوق پرداخت و گفت: در این صندوق به

ادامه مطلب  

دلبرانه. هفت  

دیوانه شده‌ام. راهم را دور می‌کنم تا از آن نقطه‌ی نورانی کنار پله‌برقی نگذرم، اما راه را اشتباه می‌روم و مجبورم می‌شوم به جای یک‌بار، دوبار از آن مسیر عبور کنم. با خودم حرف می‌زنم. از خودم می‌پرسم "ببخشید چته؟" و بعد به خودم جواب می‌دهم "ها! چی؟ با منی؟" دقیقا به همین صورت. می‌روم و تکیه می‌دهم به دیوار، چشمانم را می‌بندم و به صداي قطار مترو گوش می‌دهم و صداي توی ایستگاه: لطفا با توجه به تابلوها.. دنبال تابلوی خودم می‌گردم تا دو باره گند

ادامه مطلب  

 

معمولا با فاصله های کمتری می نوشتم ولی نه اینقدر که نزدیک 1 ماه بشه 
کلاس های مایکروسافت و پروژه هاش تا دانشگاه و پروژه هاش و سختی های دانشگاه که این ترم اذیت کنندست  میشه گفت که دارم کم میارم اما نشنیده میگیریم من ادم روزای سخت زندگیم !!!!!! 
1 ماه دیگه تا امتحان دانشگاه و حجم درسایی که نرسیدم بخونم هنوز و پروژه هایی که نصفه نیمه موندن ! 
مثلا تحلیل سیستم بانکداری الکترونیک ( هنوز نمیدونم چرا انتخابش کردم فقط مطمئنم تو یک ربع نمی تونم ارائه بدم 5

ادامه مطلب  

طرفين!  

برای مریض خانوم مسن، با وزن بالا و ناراحتی مفاصل زانو و لگن هفته قبل، باطری تعبیه شده. با كمك یه پسر حدودا سی و پنج ساله ش، و یه خانوم بسیار چاق و كُند دیگه، وارد اتاق معاینه شده... بعد از تمام شدن آنالیز و معاینه و نوشتن داروها، مریض آروم به كمك پسرش از رو مبل بلند میشه و بیرون می ره. خانوم همراه، روی صندلی نشسته و به ما نگاه می كنه. استادم از من می پرسه ایشون هم مریضه؟ می گم نه همراه مریض قبلی بود. زن تكونی به خودش می ده و بلند می شه و در طی شش حركت

ادامه مطلب  

 

آهنگی رو میپسندم که خیلی نرم ابراز دلتنگی کنه تیکه بندازه گلایه کنه و بعد هرچی به آخر نزدیک میشه خواننده و سازها به جنون نزدیک شن و آخرش هیچی نفهمی فقط هد بزنی کسخل شی ، درکت صفر شه فقط صداي داد زدن و نواختن دیوونه وار ساز بره تو گوشت

ادامه مطلب  

تفاوت رفتارهای ایران و ترکیه در بزنگاه هاي تاريخي  

 
دینی ترکمانی: «کودتا در ترکیه»؛ خبری که بلافاصله در صدر اخبار جهان قرار گرفت و بسیاری را پیگیر خود کرد؛ اما در لابه لای انبوه خبرهایی که از آن مخابره شد، خبری از هجوم مردم به فروشگاه های مواد غذایی، حمله به بانک، دعوا بر سر کالاهای اساسی و... نبود کودتایی که از اولین دقایق با صداي تانک و نفربر و بالگرد آغاز شد و با غرش جنگنده اف١٦ و شکستن دیوار صوتی، تلاش می کرد هرچه بیشتر حس ترس را در فضای شهر چیره کند، در همان ساعت اول مردم را به خیابان ها کش

ادامه مطلب  

اهای خوشگل عاشق  

آهای خوشگل عاشق آهای عمر دقایق
آهای وصله به موهای تو سنجاق شقایق
آهای ای گل شب‌بو آهای گل هیاهو
آهای طعنه زده چشم تو به چشمای آهو
دلم لاله عاشق آهای بنفشه تر
نکن غنچه نشکفته قلبم رو تو پرپر
من که دل به تو دادم چرا بردی ز یادم
بگو با من عاشق چرا برات زیادم
آهای صداي گیتار آهای قلب رو دیوار
اگه دست توی دستام نذاری خدانگهدار
خدانگهدار…
♫♫♫
دلت یاس پراحساسه آی مریم نازم
تا اون روزی که نبضم بزنه ترانه‌سازم
برات ترانه‌سازم تو آهنگی و سازم
بیا بر

ادامه مطلب  

 

من معمولا وقتایی که عجله نداشته باشم اتوبوس واحد رو به
تاکسی ترجیح میدم. نه بخاطر بلیت های ۲۰۰ تومنی اگه 
اشتباه نکرده باشم. بخاطر اینکه اتوبوس پنجره های بزرگ داره 
میتونم بشینم روی صندلی دلخواهم کنار یه پنجره که 
دید کافی به بیرون داشته باشه. و گاها از صداي دستگاه پخش
اتوبوس یه موسیقی سنتی هم پخش میشه که لطفش 
رو دوچندان میکنه. میتونم بشینم به مناظر نگاه کنم از گرما و صداي
موسیقی لذت ببرم و طبق معمول فکرکنم و هیچوقت نتونم
فکرامو به قلم دربی

ادامه مطلب  

روایت من سوم  

نوشته از صابر شفیعی کردشولی.                                                       واژگان کلیدی:تحقیق کیفی، روش میدانی،مشاهده. تجربه زیسته  بلاخره بعد از سپری کردن روزای تعطیل روز شنبه ،روز فرا رسیدن کلاس ها شروع شد که ساعت اول جلسه ی چهارم پژوهش روایی بود تاریخ هم 8/8/95بود که یک ماهی از شروع کلاس ها میگذشت صبح بود که با صداي ویز ویزو غر زدن بچه ها از خواب بلند شدم یکی از بچه ها هم که واسه کاری قاطی شدن داخل مرغ ها(یا همون زن گرفتن

ادامه مطلب  

معرفی هشت کتاب  

هشت کتاب سهراب سپهری
                                   
مشخصات کتاب :
هشت کتاب /سهراب سپهری .-تهران :ذهن آویز ،1392.
 
هشت کتاب درواقع شامل کتابهای مرگ رنگ ، زندگی خوابها ، آوارآفتاب ، شرق اندوه، صداي پای آب ، مسافر ، حجم سبز ، ماهیچ ما نگاه ، شاعر پرآوازه معاصر ، سهراب سپهری می باشد. که توسط  انتشارات ذهن آویز منتشرشده است. سپهری درسال 1307 درکاشان درخانواده ای هنرمند به دنیا آمد .وی علاوه بر شاعری ونویسندگی نقاش چیره دستی بود .اوازمهمترین شاعران معاصر

ادامه مطلب  

اندر حکایات درس ی  

اندر حکایات درس   ی  ونکات آن
نمایش 
امروز به صورت نمایشی دوتا از بچه هایی که توی یه نیمکت کنار هم نشسته بودند باهم دعوا میکردند ومثلا من هر کاری میکردم نمیتونستم اونها رو با هم دوست کنم بنابر این از نفر سوم کمک گرفتم وگفتم بشین بین این دوتا تا دعوا تموم بشه ...
وبعد شروع کردم به گفتن داستان ی میانجی
داستان 
روزی اِ ربط یا اِ دوستی که کارش دوست کردن   دوتا کلمه بود به کلمه ی بو  و  یاس رسید خواست اونها رو باهم دوست کنه   که شد  بوِ یاس  این دوتا

ادامه مطلب  

شب یلدا مبارک  

پائیز دانه های آخرِ تسبیحَ ش را شمرد و درختان,برگ هایشان را قسمت کردند با رهگذرانی که فقط بلدند عبور کنند,حتی از خود!!صداي شکستنِ استخوانِ برگ ها,زیر پای عابرانِ سربه زیر,کم کم به سکوت میرسد;و شاخه های درختان عادت میکنند به عریانی ای که ارثیه یِ هزار ساله یِ آنهاست!
درختان,کوچه باغ ها را به شوقِ رسیدنِ آدم برفی های سپید,آب و جارو میکنند و حتی در ظلماتِ بلندترین شب سال هم,چشم انتظارِ رسیدنِ زمستان میمانند!حالا زمستان پله پله از نردبان سال پائین

ادامه مطلب  

 

این همه هیاهو ...فریاد !
برگ ها صورتم را بوسه میزنند .. 
گاه به حکم گناهانی کرده سیلی محکم بر گونه هایم ..
چادرم را چون پرده ی اتاقی تاریک ناگهان کنار میزنند و من را میان روشنی اتاق خود غافلگیر ..
فریاد من ..فریاد تو ..گم میشود میان این همه هوهوی فصل باد برگ فصل فریاد های خفته ..
له میکنیم برگ های طلایی را چه پر غرور چه بی دلیل ..
تنها به یک دلیل!دوست دارم صداي خش خش و شکستن !دیگری را ..
پاییز.. نگاه من بانگاهت حرف ها میزند .بگذار نفهمند نامحرمان این شهر ..
ص

ادامه مطلب  

الهی همه دلشون گرم باشه با داشته هاشون  

شنیدن صداي گررررم و مهربان پدر، که احوال پرس هست که نگران و در فکر هست که میگوید میخواهم با باران صحبت کنم که از همسر میپرسد که گاه و بیگاه زنگ میزند کوتاه و مختصر اما گرم صحبت میکند که که که.... خدایا شکرت.
(نمیدانم واقعا صداي پدرم خوب هست یا من انقدر دیوانه وار عاشق صدايش هستم.راستش نسبت به عزیزانم همینجورم. همسر و مادرم واقعا صداهای بینظیری دارن.اهی میخواهم فقط گوش شوم و انها فقط حرف)
 
ادمها باید یک چیزهایی رو یک مدت نداشته باشند تا برای ساده

ادامه مطلب  

back  

زیاد خواستن با حرفاشون به دردام اضاف کنن ...
اما من میخندم به حرف هاشون ،به حرکاتشون ...
دلم خواست بگم برا شب بیداریامون دلم تنگ شده دختر دآیی جان...
برا مسخره بازیامون ...
از این جنگ اعصابی که راه انداختی چیزی عایدمون نشد بالام جان !
حقیقتا دیگه حوصله شو ندارم ترجیح میدم بیخیال طی کنم :)
نمیدونم چی قراره گیرت بیاد با این رفتارات... اما زیاد تکرارشون نکن 
نذار باز برسه به دل شکستگی و حرف و اراجیف ...
یادته بهمون میگفتن دوقلو های افسانه ای؟
یادته صداي

ادامه مطلب  

به ياد كتاب جستارهايي در باب عشق آلن دو باتن  

یكی از بیماران چند ساله محل كارم، سرهنگ نیروی انتظامی است كه باطری قلبی دارد. تیپیك رفتار و حركات نظامی ها را دارد. قبراق و منظم است. هر چندماه یك بار برای ویزیت می آید، و موقع رفتن بلااستثناء، یك حركت خاص دارد. رو به استادم می كند، می پرسد آقای دوهتور؟ اَوامِریز اولا؟ و بعد رو به من می كند، سرش را تكان كوچكی به پایین می دهد و می پرسد خانوم دوهتور؟ و ما وقتی می گوییم اختیار دارید، خوش آمدید، پایش را محكم به علامت سلام نظامی بهم می كوبد و می رود.

ادامه مطلب  

صداها  

تار به دست...
و من اشک میریزم که چطور از تار تا تار رفته ام...
تار...تیره...
و من اشک میریزم که چگونه عروسک دست افکار می شوم...
کمان را بردار...تیری در تاریکی...
من همان تیره ام...تیر به تار خورد....چشمانم تیره شد...
و من چگونه تن در میدهم...به هر آنچه که نمیدانی که چه اندازه دشوار است...
و تار را بر من بکوب...تار شود دیدگان من...و تار شکست...چگونه بال های افکار از میان نت ها گشوده می شود...چگونه بر صندلی نشسته و چشمانی را سیر می کنم که آسمانم را غروبی کرده...چگونه ا

ادامه مطلب  

دل تنگی  

چشمم به ضریحت افتاد و اشک ریختم...
گوشم به صداي جیلینگ جیلینگ اون لوستر های قشنگت داشت عادت میکرد ...
حال و هوای 2نصف شب تا 7صبح و یادم نمیره 
یادته راحت مینشستم یه گوشه و گوش میکردم به صداي لوسترها یا زیارت امین الله میخوندم و نماز حاجت برا بقیه؟
توی روز هم دلم میخواست بیام کنار ضریحت و کنارت باشم ولی شلوغ بود ...
مامانم هی میگفت خب برو ...
یا اگ میخواست بره جلو نمیذاشتم میگفتم از همینجاهم به آقا سلام کنی میرسه 
حتما که نباید مردمو پامال کنی 
کلا1م

ادامه مطلب  

اهمیت ارتباطات در صنعت هتلداری  

ارتباطات در واقع تبادل افکار و اطلاعات است. فعالیت در صنعت هتلداری و مهمان‌نوازی تنها با ارائه خدماتی مناسب به میهمانان امکان‌پذیر است و ارتباطات موثر کلید موفقیت هتل‌ها در این صنعت است.
 
تصویری که به میهمان ارائه می‌دهید تاثیر شگرفی بر افزایش اعتبار و وجهه هتل خواهد داشت. برای اینکه این وجهه روز به روز بهتر شود باید همکاران با کمال ادب و احترام با میهمانان برخورد کنند و به خواسته‌‌های آنان رسیدگی نمایند.
اگرچه هتل‌ها برای رسیدگی به م

ادامه مطلب  

ز ِ شهر کودکی ام یادگار بفرستید تو کجایی  

   دلم گرفته پدر ! روزگار با من نیست تو کجایی   دعای خیر و صداي دوتار بفرستید تو کجایی   اگر چه زحمتتان می شود ولی این بار تو کجایی   برای دخترک خود " قرار " بفرستید تو کجایی   غم از ستاره تهی کرد آسمانم را تو کجایی   کمی ستاره ی دنباله دار بفرستید تو کجایی   به اعتبار گذشته دو خوشه ی لبخند تو کجایی   در این زمانه ی بی اعتبار بفرستید تو کجایی   تمام روز و شب من پُر از زمستان است تو کجایی   دلم گرفته برایم بهار بفرستید

ادامه مطلب  

عجب!!!  

رفتیم نشستیم تو کلاس
صندلی بغلیم نشست
وقتی برگشتم واسه یه کاری، 
آروم زد به کمرم و یه کم دستشو روی کمرم نگه داشت
برگشتم با تعجب نگاهش کردم! 
طبق معمول با همون لحن و صداي نازش گفت:چه قدر خوش هیکلی!!!!! 
خندیدم و با تعجب تشکر کردم و بهش گفتم:چشم بصیرت داریاااا!!! 
عجیب بود برام!...  

ادامه مطلب  

پرازنیازوتمناحدودساعت هفت  

پرازنیازوتمناحدودِ ساعتِ هفت
چه کوچه هاکه به عشقت نگاهِ من میرفت
چه لحظه هاکه به یادت گذشت وپرپرشد
چه لرزه هاکه براین دل نشست وباورشد
دلم به شوقِ حضورت بهانه سرمیداد
شبیهِ حسِ غریبِ پرنده ای درباد
شبیهِ ریزشِ اشکِ زلالِ یک مهتاب
میانِ وسوسه های سکوتِ برکه ی آب
غروب میانِ دوچشمم نشسته بودانگار
چوانتظارِلذیذِدهان ویک عناب
غروب رفت ودلم رفت وشب دوباره سلام
تمامِ مردمِ این شهرفرورفته به خواب
من ازصداي سخن های خیس میترسم
صداي یک زنِ تنهادرون

ادامه مطلب  

سیر اقیانوس  

ما بلوار را پشت سر می گذاریم...
در شب تاریک جلو می رویم...
با باک نیمه پر و قلب خالی...
وانمود می کنیم که عاشق هستیم اما این هیچگاه کافی نیست...
وقتی صداي آژیر هوای خالی را پر میکند...
آه چطور ما به اینجا رسیدیم عزیزم...
میبینیم که طوفانی نزدیک می شود...
وانمود میکنیم که نترسیده ایم...
حرفی نزن زمانی که با شیطان می رقصیم...
تو به دنیایی بسیار سرد آتش آوردی...
ما خارج از ریتم در بزرگراهی به سوی هیچگاه هستیم...
تحمل کن...صبر کن....تحمل کن...
ما داریم همه چراغ های

ادامه مطلب  

هوشنگ جعفری  

هوشنگ جعفری
چاپ شده در روزنامه صداي زنجان مورخه ۱۴/۹/۹۵
 یازار : دکتر کریمی, [05.12.16 22:07]
 هوشنگ جعفری شاعر پرآوازه و نام آور زنگانی است که نامش نه تنها در زنگان که در ایران و فراتر از مرزهای کشورمان با شعر "آغ آتیم" ورد زبانهاست. روح سلحشور و هویت خواهانه اش او را جزو برترین سیماهای ادبی کشورمان کرده است. او در عین حال نقاشی زبردست هم هست. او به سال 1337 در روستای اوریاد در اطراف ماهنشان به دنیا آمد و از سال 1359 که همسر و فرزندش را به همراه دائی خود در

ادامه مطلب  

ادبیات و هنر آشیقی در زنگان  

ادبیات و هنر آشیقی در زنگان
صداي زنجان مورخه 6/10/95
   دکتر کریمی, [26.12.16 18:33]
ادبیات شفاهی ما دارای غنای شگفت انگیزی است که بسیاری از محققان این عرصه در سطح جهانی را به حیرت واداشته است. ادبیات آشیقی نیز بخشی از ادبیات شفاهی و فرهنگ مردم ماست. اگر بخواهیم به نظرات محققان معروف جهان در این باب اشاره ای بکنیم سخن به درازا می کشد، همینقدر اکتفا می کنیم که ماکسیم گورگی – نویسنده ی شهیر روس، یکی از علاقمندان این فرهنگ مردمی ماست. او که در سال 1902 به خاط

ادامه مطلب  

جملات و شعارهای مصرف بهینه آب جهت استفاده دانش آموزان و آموزگاران  

دریاچه ارومیه نگین انگشتری ایران است، همچون عزیزی گرانقدر به نجاتش می کوشیم.
تنها راه نجات دریاچه ارومیه ، صرفه جویی قطره قطره ی آبی است که باید در رگهای دریاچه جریان یابد.
با عزم ملی و به یاری تک تک مردم، شاهد نشاط دوباره دریاچه ارومیه خواهیم بود.
چشم امید دریاچه ارومیه به دستان ما دوخته شده، اسراف آب برابر مرگ دریاچه و نجات آب،تضمین حیاتش است.
اشتیاق ما برای دیدار حیات دوباره دریاچه ارومیه، با صرفه جویی در آب به ثمر خواهد نشست.
آب، ضرورت ام

ادامه مطلب  

گلابی  

سر کلاس ترسیم فنی نشسته بودم و آقاهه قشنگ داشت داد میزد دختر بغلیم برگشت دندونای زرد و لثه ی بیرون زده داشت لبخند عصبی زد و گفت آروم تر نفس بکش! یه بار دیگه سر یه کلاس دیگه که داشت میترکید از آدم و من به زور خودمو جا داده بودم اون جلو ها زد به شونم و با داد گفت درست بشین میری اونور من نمیبینم میای اینور من نمیبینم! منم گفتم خب چیکار کنم الان دقیقا که ببینی؟ و دهان را بست.
خب من ناراحت شدم که صداي نفس کشیدنم انقدر آزار دهندس برا یکی و اون لحظه نمیدو

ادامه مطلب  

تاریخ اماکن عتبات عالیات (88) از کتاب یاحسین کربلا نوشته حجت الاسلام علی اسماعیلی کریزی  

آداب زیارت
1-      غسل پیش ازبیرون رفتن برای سفر زیارت                                                                                                                                                   2-  ترك كلام بیهوده و لغو و مخاصمه و مجادله در راه                                                                                                                  3-  غسل برای زیارت هر امامی وآنکه بخواند دعای وارده آن

ادامه مطلب  

من از آن روز که در بند توام آزاد!!  

از راه که رسیدم ساعت 3 بعد از ظهر بود! وسایلمو گذاشتم یه گوشه به شاهین خبر رسیدنمو دادم، لوبیا پلوی حسابی خوردم و اومدم خوابیدم! وقتی بیدار شدم فک کردم صبح شده و الان باشگاهم دیر میشه!! ولی ساعت 7 شب بود نه 7 صبح!
تماس نگرفتم رسیدنمو خبر بدم مشغول جا به جا کردن وسایلم بودم گوشی خونه زنگ خورد، مامان جواب داد. بابای شاهین جانم بود با مامان و بابا صحبت کرد و گِله کرد که از سمانه ناراحتم این همه راه رو میاد برای دو روز!!! مامان و بابا هم گفتن ما بهش می

ادامه مطلب  

جور دیگر باید بود  

چسبیده بود پشت من . چند بار خواهش کردم فاصله را حفظ کند ، برعکس اثر کرد و با فشار ناشی از سنگینی اش روی دوش م ، تقریبا چسبیدم به باجه مراجعات . مدارک و هزینه نقدی دریافت خدمات ، توی دستم بود تا متصدی را معطل نکنم . پس از طرح درخواستم ، اعلام شد که باید کارت بکشم . صداي متصدی به من نرسیده بود که بلافاصله ، پشت سری با تحمیل فشار چند برابری روی دوش من ، فرم ش را به مسوول باجه رساند و در همان حال اضافه کرد تا شما دنبال کارت تان می گردید ، فرم من ثبت شود .

ادامه مطلب  

متنفرم از داعش  

امروز یکی از دانشجویانم جهت رفتن به سوریه با عنوان مدافع حرم با من تماس گرفت و از من برای رفتن یا نرفتن مشورت خواست من که اول خیلی جا خوردم و ماندم چی بگم اگر می گفتم آره،فردا عذاب وجدان مرا می گرفت که اگر شهید بشود چه کار کنم، اگر می گفتم نه، مسولیت پذیری و حفظ ارزش ها مطرح بود.
خلاصه اینکه واقعا جواب دادن به اینکه او به مدافعان حرم به پیوندد یا نه، واقعا سخت بود لذا متوسل شدم به روش و سیاست خودم در پاسخ به این گونه سوالات، که بهره گرفته شده از

ادامه مطلب  

تاریخ اماکن عتبات عالیات (88) از کتاب یاحسین کربلا نوشته حجت الاسلام علی اسماعیلی کریزی  

آداب زیارت: 
 
 
 
 1- غسل پیش ازبیرون رفتن برای سفر زیارت 
 
2-ترك كلام بیهوده ولغوومخاصمه ومجادله در راه  
3-  غسل برای زیارت هر امامی وآنکه بخواند دعای وارده آن را.    
 
  4-طهارت ازحدث کبری و صغری                                   
 
5 - پوشیدن جامه های پاك و پاكیزه و نو،ونیكو است  سفید بودن رنگ آن 
 
  6-  در وقت رفتن به روضه مقدسه ، گامها را كوتاه برداشتن وبا آرامی و،وقارسیر نمودن و خاضع وخاشع بودن وسر به زیر انداختن وبه بالا واطراف خود

ادامه مطلب  

راه جلب محبت خداوند  

چه كنیم تا محبّ خدا بشویم
عن ابی عبدالله(ع):من احبّ ان یعلم ما له عندالله فلیعلم ما للّه عنده.[بحار، ج70، ص18].
طبق این نقل امام صادق می فرماید هر کسی می خواهد بداند که پیش خداوند چقدر دارای ارزش است , ببیند که خداوند  را در کارهایش چقدر در نظر دارد از این حدیث شریف استفاده می شود که رابطه بین انسان و خداوند دو طرفه است که به میزانی که شخص خداوند را در کارهایش درنظر داشته باشد , عنایت و توجه خداوند هم به همان اندازه شاملش می شود اینکه شخص دنبال کار

ادامه مطلب  

بی رحمانه در من متمرکزی ...(پریچهر مستمند)  

 
 
بی رحمانه در من متمرکزی
و تمام عقربه ها را به تنم می بندی
با هر پلک تو را
از در و دیوار و سقف می چینم
گوشه ای در خودت کز کرده ای
و دست های خانه عطر چای دم نکشیده می دهند
موسیقی صداي روان بارِ یک زن کاباره ای در آسیای دور
فاصله ام را - از آشپز خانه تا کتابی که درونش لمیده ای- می بلعد
وقتی تمام قرارها را می گذاری برای بعد
و روزنامه ی آن روز را نمی خری
حس می کنم شعاع پنجره مان بیشتر می شود
چشمم دوربینی ست
تا تو را در بهترین زاویه ات با خورشید شکار کند

ادامه مطلب  

راه های آموزش و تقویت املا در دوره ی ابتدایی به خصوص پایه ی اوّل:  

راه های آموزش و  تقویت املا در دوره ی ابتدایی به خصوص پایه ی اوّل:
1- روان خوانی و درست خواندن متن دروس
2- یادگیری و حفظ حروف الفبای فارسی
3- بخش کردن و صدا کشی کلمات: کاری خسته کننده برای دانش آموز است. بهتر است پس از مدّتی کار با این روش، به سراغ روش های دیگر برویم. جدول آن نیز مفید است(همانند بنویسیم).
4- تمرین با جدول ترکیب صامت با مصوّت: اگر با استفاده از این جدول کلمه بسازیم، خیلی عالی است.
5- یک کلمه بنویسیم و به تعداد حرف و صداي آن، جلویش گردی بک

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1