صحبت نود سالگی شد یادم اومد که یه ابلهی روزی بِهِم گفت می خواد نود سالگی به بعد شروع به رمان خوندن کنه(امید به زندگی آدم ها خوب بالا است!)    :)
- گمونم خوندنِ کتاب رو باید از کودکی-نوجوانی شروع کرد تا شاید بعدتر یه جاهایی از زندگی کوفتی ات بتونه بِهِت کمک کنه(این یکی از فواید کتاب خونی هست). می خواست ارزشِ رمان خوندن رو پایین بیاره. خودش رو تو تحقیقاتِ علمی کسالت بارش غرق کرده بود.
 
آدمی که کتاب و رمان نخونه از نظرِ من رده.

ادامه مطلب  

بهترین فیلم‌هایی که دیده‌ام (9)  

 
41- دار و دسته‌های نیویورکی                            کارگردان: مارتین اسکورسیزی
 
42- مبارزی در باد                                           کارگردان: یانگ یون هو
 
43- وکیل مدافع شیطان                                   کارگردان: تیلور هاکفورد
 
44- افسانه‌های خزان                                      کارگردان: ادوارد زوییک
 
45- بازیچه                                                    کارگردان:؟؟؟
 

ادامه مطلب  

بهترین فیلم‌هایی که دیده‌ام (8)  

 
36- دشمن پشت دروازه‌ها                              کارگردان: ژان‌ژاک آنو
 
37- خوب، بد، زشت                                      کارگردان: سرجیو لئونه
 
38- تاریخ مجهول امریکا                                  کارگردان: تونی کی
 
39- ترمینال                                                کارگردان: استیون اسپیلبرگ
 
40- دوئل                                                   کارگردان: استیون اسپیلبرگ
 

ادامه مطلب  

مدرک لیسانس  

داستان بلند به گونه‌ای از داستان‌ها گفته می‌شود که خصوصیات رمان و داستان کوتاه را هر دو در خود داشته باشد. در داستان بلند درست مانند داستان کوتاه معنا از اهمیت بالایی برخوردار بوده و فشردگی معنایی وجود دارد. همچنین شخصیت‌ها و زمان پیوسته در حرکت هستند، تمامی شخصیت‌ها به صورتی هماهنگ در جهت تصویر معناهای اصلی داستان نقش آفرینی می‌کنند و پیرنگ نیز از استحکام و انسجام بالایی برخوردار است. حال اینکه داستان بلند همچون رمان، شخصیت‌ها را گس

ادامه مطلب  

 

بیا رو راست باشیم پسر 
از وقتی که با طرزفکرت اشنا شدم یه لول به استاندارد های زندگیم اضافه شده 
+تو خر منی 
+هنوز عاشق ترینم، اگر از اشیونه دور دورم، غم عشقت تو قلبم مونده با من
+ من واقعا عاشق این راهم :) عاشق همین روزام. عاشق همین تلاش هام. 
+ خرخون زاده نشده بودم، صفت اکتسابیه:/

ادامه مطلب  

 

به مناسبت هفته كتاب و كتابخوانی ویژه برنامه ای همراه با معرفی كتاب  در مدرسه هاجر برگزار گردید كه به شرح ذیل می باشد:
 
1- قصه گویی  توسط خانم رحیمی نیكو
2- شعرخوانی توسط یكی از دانش آموزان
3- معرفی كلاس داستان نویسی و قصه خوانی توسط خانم یحیی پور 
4- معرفی كتاب توسط اعضای كتابخانه (رمان هستی و رمان دختری با روبان سفید) - معرفی كتاب توسط خانم رحیمی نیكو ( رمان پیشگو)
5- اجرای مسابقه و اهدای جایزه به برندگان
6- معرفی كتابخانه و فعالیتهای فرهنگی آن
7- ا

ادامه مطلب  

از یادت ببره!  

گفتم : آدم وقتی عاشق کسی میشهلابد بودنِ با اون کس، کسی رو توو گذشته یادش میاره،جای خالیشو براش پُر میکنه.گفت : نه برادر، عشق حقیقی زمانی اتفاق میفتهکه بودن با کسیبودن با تمام آدمای دیگه رو از یادت ببره!
بابک زمانیرمان : بعد از ابر

ادامه مطلب  

۱۵  

امروز یه رمان ایرانی خوندم به اسم "خاله بازی" از بلقیس سلیمانی. بعضی جاها بد نبود و خب اونقدری کشش داشت که یه روزه تمومش کنم. خیلی جاهاشو زیاد دوست داشتم. ولی خب میدونی، به نظرم یه روزه تموم کردن یه کتاب جز ویژگی های خوبش نیست، یعنی اون کتاب چیپه و ذهنت و سلولای خاکستریتو درگیر نمیکنه. کتاب خوب اونیه که باهاش زندگی کنی و از ترس اینکه تموم بشه روزی ده بیست صفحه بیشتر نخونی. کلا بازم پشیمون شدم از خوندن رمان وطنی! نویسنده های ما نمیتونن نویسنده بو

ادامه مطلب  

سرنوشت یه قدیسه  

سرنوشت یه قدیسه
یهنفر بودهکه عاشق میشهدو بار هم عاشق میشهولی با هیچ کدومشون ازدواج نمیکنهچونبعد از عشق دومشبش الهام میشه کهقراره با یه قدیسه ازدواج کنه
زیادبا خودش فکر میکنهکه چطور لایق این عشق پاک(عشق قدیسه)شده؟؟
تنهانتیجه ایکه بش میرسه اینه کهعشقای اول و دومش ، برای این تو سرنوشتش بودن کهاونو رشد بدن و صاحب مقامات و کرامات معنوی بکنند ، که لایق عشق این قدیسه بشهوخداعشق خودشو(قدیسه ها عشق خدان)به اون عاشق پاکباخته بده
عاشقیکه آگاهانهنیر

ادامه مطلب  

 

حواستان باشد در زندگی چه اشتباهاتی میكنید اشتباه داریم تا اشتباه هر اشتباهی كردید اشكالی ندارد اما عاشق آدم اشتباه نشوید یا شاید بهتر باشد بگویم اشتباهی عاشق نشوید آن وقت است كه دیگر هیچ چیز مثل سابق نمیشود دیگر فاصله میوفتد بین شما و همه ی دل هایی كه برایتان می تپند دیگر مُهرِ تا اطلاع ثانوی عشق ممنوع میخورد روی دلتان تا برای همیشه یادتان بماند كه اشتباهی عاشق نشوید! 

ادامه مطلب  

اهای خوشگل عاشق  

آهای خوشگل عاشق آهای عمر دقایق
آهای وصله به موهای تو سنجاق شقایق
آهای ای گل شب‌بو آهای گل هیاهو
آهای طعنه زده چشم تو به چشمای آهو
دلم لاله عاشق آهای بنفشه تر
نکن غنچه نشکفته قلبم رو تو پرپر
من که دل به تو دادم چرا بردی ز یادم
بگو با من عاشق چرا برات زیادم
آهای صدای گیتار آهای قلب رو دیوار
اگه دست توی دستام نذاری خدانگهدار
خدانگهدار…
♫♫♫
دلت یاس پراحساسه آی مریم نازم
تا اون روزی که نبضم بزنه ترانه‌سازم
برات ترانه‌سازم تو آهنگی و سازم
بیا بر

ادامه مطلب  

ابد و یک روز  

وقت نشد سینما برم ببینم این فیلم رو و وقتی دی وی دیش چند روز قبل اومد تو بازار دیدمش برای همین شاید نوشتن در موردش کمی دیر باشه ولی حیفم اومد چیزی ننویسم, به نظر من عالی بود از خیلی از لحاظ از فیلمنامه و کارگردانی و انتخاب بازیگر گرفته الی آخر و صد البته بازی خوب و عالی تمام بازیگران فیلم, شاید ضعفهایی هم داشته ولی نقاط قوتش انقدر بود که ضعفهاش به چشم من یکی که نیومد, از دیدنش لذت بردم و نکته ای که باعث شد حتماً در موردش بنویسم انتهای فیلم بود شا

ادامه مطلب  

چرخ و فلک ...  

بازی سرنوشت عجیب بازی ناشناخته ایه ...
مثل چرخ و فلک یه روز بالا می بره تورو و یه روز میاره پایین ...
ولی انگار این تویی که باید توی این جنگ بالا و پایین همیشه پیروز باشی ...
چه در لحظات سختی و چه در لحظات خوشی و آرامش ...
این ترانه زیبا که سالار عقیلی فوق العاده خونده رو تقدیم میکنم به تو و خودم ...
تویی که حتی توی نام بردنت مقدم تری بر من ...
تویی که بیش از خود من ، منو دوست داری
در فصل بارش سنگ همچو آیینه بمان
بر جان دشت تشنه بنویس از عطر بهاران
در انتظا

ادامه مطلب  

نامه ای برای بچه ایندم  

سلام ...
مامانی الان نمیدونم بابات کیه ولی خوب میدونم اگه جواد بابات نشه این باباتو نمیخوامو عاشقش نیستم مامانی بچه خوشگلم من تو دنیا عاشق یه مردم اونم جواده اره اسم دیگش حسین طغرایی هس عاشقشم ولی حیف که با ندونم کاری های منم همه چیز خراب شد عزیزم دردونه مامانی ازت میخوام مثل مامانی توی کوچیکی عاشق نشی براز خوب بزرگ بشی درستو بخونی بعدن عاشق بشو الهی مامانی فدات بشه

ادامه مطلب  

من اینقدعاشقت بودم که به عشقم وفاکردم  

من اینقدر عاشقت بودم که به عشقم وفا کردماگرچه با عشق بی‌حدم به عشق خود جفا کردممن در تعریف دوست داشتن هم شاید خطا کردمولی خوشحال از اینم که به عشق خود وفا کردمهزاران بار شکستن را تحمل کردم و بازمپشیمون نیستم از عشقی که بسته بال پروازمهنوزم میگذره عمر و فقط نومیدم از تقدیرتنم زخمیه شلاق شکنجه‌های بی‌تأثیرتو را در خود نیالودم دمی راحت نیاسودمتو را در درد تنهایی فقط گهگاه دوا بودمهمان دم که کسی پیشت نمیموند من خدا بودمبه وقت عیش و مستیهات م

ادامه مطلب  

معرفی پرفروش ترین کتاب های روز  

اینجا نرسیده به پل»، اولین رمان آناهیتا یارمحمدی است که نویسنده در آن کوشیده تا بخشی از زندگی دختران دهه 60 را نشان دهد./ «یوحنا، پاپ مونث»، رمانی تاریخی نوشته دوناکراس است که در آن، داستان یکی از فوق‌العاده‌ترین و بااراده‌ترین زنان قرون وسطای جهان غرب یوهانا اینگل‌هایم در قالب رمانی تاریخی و هیجان‌انگیز تصویر شده است...

 
 

ادامه مطلب  

 

کی گفته عشق با وصل تموم میشه
بخدا دوری کشنده ی رابطه ست..
من بی صبرانه منتظر روزی ام که دغدغه ی دوری نداشته باشم..
به این فک میکنم که برم خونمو بچینم.هزارتا ارزو واقعا تو فکرم هست.
تک تک روزامو زندگی کنم..هر روزم یه نکته ای بهتر از دیروز پیدا کنم و باهاش ادامه بدم.
واقعا چرا بعضیا میگن ازدواج سنتی بهتره.بعدش عاشق میشی.ِِاگه اول عاشق باشی 
بعدا چیزی ازش نمیمونه.اونوقت اوناییم که بعدا عاشق میشن یه بعدیم واسه اونا وجود داره.
بعد اونایی که میگن عشق ن

ادامه مطلب  

 

انگار عقلمان راازدست میدهیم که عاشق میشویم . قلبمان رو به کسی میدهیم اخرش شکسته هایش راتحویلمان میدهند . بعد هم که قلبمان رابزور مرهم میبخشیم دوباره عاشق میشویم .عبرت نمیگیریم از وصله پینه های قلبمان .عبرت نمیگیریم از له شدن توسط دیگری .(من همیشه سعی کردم صادقانه عشق بورزم ولی به همون اندازه وجودمو خورد کردن

ادامه مطلب  

 

گاهی دلم میگیرد از زندان زندگی اما باز خدا رو شکر میگم که اگه هیچ‌کس نیست خدا هست خدایا ممنونم که هستی خدایا عاشق بودنتم عاشق نفس کشیدن تو هوا تو خدایا حاجت دلمو لاقل یکیشو بده بذار قضیه سارا ی کم از طرف سارا جدیدی تر بشه دلم‌میخاد سارا ی کم منتمو بکشه خدایا قول میدم قول میدم اشتباه نکنم خدایا خواهش دوست دارم ی بار التماس کردن یکیو ببینم مخصوصا اگه سارا باشه چون خیلی عذاب کشیدم از دستش

ادامه مطلب  

« محمد صادقی » از اجرا در تلویزیون می‌گوید  

 
« محمد صادقی » بازیگر تلویزیون و سینما گفت: مدتی است که به عنوان مجری در برنامه «کافه فیلم» مشغول اجرا و تحلیل فیلم‌های سینمایی با حضور کارگردان مربوطه هستم که بعد از هفته دفاع مقدس هر هفته پنج شنبه شب‌ها از شبکه آی فیلم پخش می‌شود.
از آنجایی که 30 سال در دانشگاه مشغول تدریس و تحلیل موضوعات مختلف هستم، حضورم در سمت مجری  تشابه زیادی با حضورم در دانشگاه و تدریس داشت. جذابیت ویژه‌ای نداشت چراکه تجربه اینچنینی داشتم. اما از این لحاظ که این بر

ادامه مطلب  

 

عاشقی محنت بسیار كشید
تا لب دجله به معشوقه رسید
 
نا شده از گل رویش سیراب
كه فلك دسته گلی داد به اب
 
نازنین چشم به شط دوخته بود
فارغ از عاشق دلسوخته بود
 
دید در روی شط اید به شتاب
نو گلی چون گل رویش شاداب
 
خواست كازاد كند از بندش
اسم گل برد در اب افكندش
 
خوانده بود این مثل ان مایه ناز
كه نكویی كن ودر اب انداز
 
گفت به به چه گل زیباییست
لایق دست چو من رعنایی است
 
حیف ازون گل كه برد اب او را
كند از منظره نایاب او را
 
گفت رو تا كه زهجرم برهی
نام بی

ادامه مطلب  

Brothers  

فکر می کنم بر اساس یک ماجرای واقعی ساخته شده.
از اون دست فیلم هایی که حس من رو تحریک می کنه. که اگر جای سم بودم بعد از اون همه نصیحت کردن سربازم، وقتی رو سرم اسلحه بگیرن، چه رفتاری نشون میدم؟
اگه جای گریس بودم، بعد از دیدن سم در حالیکه گفتن کشته شده، ازش بدم نمیومد؟
و جای تامی اگر بودم،...
خب نه! راستش دوست نداشتم جای تامی باشم.ترجیح میدم نقش دیگه ای داشته باشم تا بتونم تامی روببینم!!
رتبه بندی ۷/۱ imdb کم بود براش.
فیلم خوبی با جیک جیلنهال خوب :)
 
 Br

ادامه مطلب  

 

عاشق شوید…نه به خاطر لذت بوسه و هم آغوشی…به خاطر تمرکز ذهن روی یک نفر عاشق شوید…وفاداری لذت دارد…همانقدر که زن را باید فهمید …مرد را هم باید درک کرد …همانقدر که زن “بودن” میخواهد …مرد هم “اطمینان” میخواهد …همانقدر که باید قربان صدقه ی روی بی آرایش زن رفت …باید فدای خستگی های مرد هم شد …همانقدر که باید بی حوصلگی های زن را طاقت آورد …کلافگی های مرد را هم باید فهمید …خلاصه “مرد” و “زن” ندارد …به نقطه ی “مــا” شدن که رسیدی …بهترین

ادامه مطلب  

 

بعد ما مثلا عاشق شدیم و اینا ولی نفمیدیم چجوری.
ینی مثلا ما نه عاشق طرز بیان سخنانش شدیم، نه همچی دوس داشتیم که املاشو ۱۸ میشد. تازه مامانمونم نپسندیده بودش، میگف خوب نیس، زشته.
آقا ما هم نفهمیدیم. حالا بگی نگی همچی بد ریختی هم نداشتا، ولی از این قیافه ما بیشترم برمیومد.
خلاصه که آره دیگه، ما اینو دیدیمش و گفتیم خودشه بابا. این اصلا خانم زندگیمون. هی دستشو گرفتیم، واسش شعر نوشتیم تو کتابامون، براش نقش میزدیم. اونم که نفهم! البته ببخشیدا... ولی ب

ادامه مطلب  

تئاتر آیس لند  

فردا دوشنبه ٢٩ آذر اولین اجراى "آیسلند" در تماشاخانه "باران"
نویسنده:  نیکلاس بیلون
مترجم:  زهره جواهری
طراح و کارگردان:  آیدا کیخایی
دراماتورژ:  محمد یعقوبی
بازیگران:  آزاده صمدی، فهیمه امن زاده، احسان کرمی
تهیه کننده:  کمپانی تئاتر باران
ساخت تیزر: مصطفی قاهری
مدیر تولید: محمد قدس
سرمایه‌گذار: سینا فراهانی
برنده ی سه جایزه ی نمایش نامه نویسی از فستیوال سامرورکس، کاناداو جایزه ی بهترین نمایش نامه از دید تماشاگران در فستیوال سامرورکس


ادامه مطلب  

تئاتر آیس لند  

پیش فروش بلیط های سه روز نخست نمایش«آیس لند»آغاز شد نمایش«آیس لند»برای اولین بار در ایران
نویسنده:  نیکلاس بیلون
مترجم:  زهره جواهری
طراح و کارگردان:  آیدا کیخایی
دراماتورژ:  محمد یعقوبی
بازیگران:  آزاده صمدی، فهیمه امن زاده، احسان کرمی
تهیه کننده:  کمپانی تئاتر باران ساخت تیزر: مصطفی قاهری
مدیر تولید: محمد قدسسرمایه‌گذار: سینا فراهانی
برنده ی سه جایزه ی نمایش نامه نویسی از فستیوال سامرورکس، کاناداو جایزه ی بهترین نمایش نامه از دید ت

ادامه مطلب  

سلام من به عاشقان  

آهای نرگس و سوسن
بگیر خار برونت
نشان ده گردش شهر
تمام، عاشق یاران
 
محبوبه ی شهر و دیار
جنگلای کران کران
غزال زیبای زمان
یارا بیار، خانه ما
 
آن کام شیرین لبان
آهوی هر دشت و دیار
کبوترای این جهان
عاشق یارانا بیار
 
آغوش مادرانه را
مهر پدرهای جهان
دود بخور ساحران
آن عاشقان، بده به ما
 
شکاف کن، صخره ها
میوه بده زمین به ما
طلا و زر برای یار
سلام من به عاشقان
 
دود کنید کندر و عود
نشان دهید گوهران
تراش دهید در گران
یارا بیارین پیش ما
 
بخوان ترانه خ

ادامه مطلب  

نقد کوتاه کتاب Harry Potter and the Cursed Child  

نقد کوتاه کتاب
Harry Potter and the Cursed Child
هری پاتر و فرزند طلسم شده
by John Tiffany (Adaptation), Jack Thorne (Adaptation), J.K. Rowling
ترجمه خانم ویدا اسلامیه
 
اولین نمایشنامه ای بود که خواندم . به عقیده من اگه نویسنده ای باشه که بتونه نسخه ای کاملتر از داستان هری پاتر بنویسه و تمام ناگفته های داستان رو بنویسه و ایده ها و زیبایی های این داستان رو به کمال برسونه ، اون شخص باز هم خانم رولینگ خواهد بود . در این داستان به بخشی از هری پاتر اشاره می شود که در کتاب های سری قبل به طوری

ادامه مطلب  

ابی - هزار و یک شب 2  

Em                                                          B                                           Em  
اگرچه جای دل دریای خون در سینه دارم       ولی در عشق تو دریایی از دل کم می آرم
Em                                                          B                                           Em
اگرچه روبروئی مثل آئینه با من                  ولی چشمام بسم نیست برای سیر دیدن
 
Em         B          Em                 B           Em      D         Em           D     Em
نه یک دل نه هزار دل همه دلهای عالم         

ادامه مطلب  

هزار و شب - ابی  

Am                                                          E                                           Am  
اگرچه جای دل دریای خون در سینه دارم       ولی در عشق تو دریایی از دل کم می آرم
Am                                                          E                                           Am
اگرچه روبروئی مثل آئینه با من                  ولی چشمام بسم نیست برای سیر دیدن
 
Am         E          Am                 E           Am      G         Am           G     Am
نه یک دل نه هزار دل همه دلهای عالم         

ادامه مطلب  

چهارصد و 39 "اینترنشنال"  

+ آنکه بی باده کند جان مرا مست کجاست؟
- 404This is an error, page not found
 
اینستاگرام رو که باز کردم ریکوئستی از جانب کسی داشتم که نه تنها در زندگی حال هیچ سنخیتی باهاش نداشتم, بلکه فکر میکنم در زندگی گذشته و آینده هم عمرا بهم برخورد نکنیم!
ولی من اکسپت کردم! چون فکر کردم این آقای هندی که تو فرودگاه ونکوور به عنوان مهندس کار میکنه, آشنا دراومده :|
ازم میپرسید تو ایران خیلی محدودیت علیه دخترا وجود داره؟ و من مثل یک دروغگوی خبیثِ عاشق وطن, گفتم نه! ازم پرسید مر

ادامه مطلب  

یلدا شب شاد من  

و بلاخره یلدا قشنگ ترین شب سال برای من
چرا؟؟؟ نمیدونم . شاید چون شب تولد بابا بود و از بچگی این شب رو خیلی مفصل و شاد برگزار می کرد و این ذهنیت برام مونده که حتما در چنین شبی باید شاد باشم .
بابا با مفصل برگزار کردن شب تولدش یه ذهنیت قشنگ دیگه هم در من تزریق کرده اونم اینکه مثل بابا همیشه خوش باشم از بدنیا اومدنم و به نوعی زندگی رو تحت هر شرایطی و هر طور که گذشته یا خواهد گذشت دوست داشته باشم.
بابا مردی بود که واقعا با همه مشکلاتی که تو زندگیش داش

ادامه مطلب  

یقین  

در رد پایی از عشق
عابری شتابان می گذرد
گامهایی خیس از باران
گامهایی که سنگفرش خیابان را نشان می گذارد
برای برگهایی از پاییز
که نارنجی ترینها را درثانیه  رقم می زند
زمستانی با سوز سرما فرارسیده
اندرونی از گرمای دل ؛ لازم است
و باز این قلب عاشق است
و باز این قلب عاشق به گرمای عشق ؛ 
باوری جاودانه دارد
یقینی به عمق آرامش باز یافته
ایمانی به آنچه که ذرات حیات نام دارد
و باز هم برای زیستن ؛ باید یقین را پیشه ی خود کرد !
                                   

ادامه مطلب  

 

 
fafa
جسمی شکسته و روحی پر از خراش....عاشق نمی شوم دلواپسم نباش.....دستانی از تهی، پاهایی از ورم.....فکر مرا نکن، امروز بهترم.....حال مرا مپرس چیزی مهم که نیست....این دل شکستگی اقرار بی کسی ست....در گیر من مشو همدم نمی شوم....حوا مرا ببخش آدم نمی شوم.....تقصیر من نبود، نه من نه بخت خود.....تو عشق خط زدی، من خواستم نشد....درگیر عادتم، سرگرم خود شدم......در مرز یک سکوت، دیگر نه تو نه من...از پشت این سکوت از این نقاب و نقش....حال مرا ببخش، جرم مرا ببخش....امروز بهترم .....حو

ادامه مطلب  

 

سلام...نمیدونم چرا! اما روز به روز بیشتر عاشقت میشم...بیشتر...بیشتر از قبل...میدونی چیه فاطمه؟تازگیا فکرای جدیدی به ذهنم میرسه...که اگه من یک روز بمیرم...کی اولین اشک رو واسم میریزه؟...یا اصلا به خاطرم گریه میکنی؟ سر مزارم میای؟ یادی از من میکنی؟ یاد اون زمونا میوفتی..که...که یه پسره بود...اسمش جواد بود...یا اصلا یادت میوفته که یه عاشق بودم؟...عاشق تو بودم...که همه فکرو ذکرم تو بودی؟حاظر بودنم جونمم فدات کنم...اون روزی که بهت گقتم دوست دارم فکر کردی دارم

ادامه مطلب  

 

من اگه پسر بودم شروع می کردم به دوست داشتن دختری که سنش کمه ! قبل از اینکه عاشق بشه ...قبل از اینکه ... خیابونی ... عطری ... آهنگی ! اسمی ...دلشو بلرزونه !
می دونین ؟! به نظرم دخترای عاشق ترسناک ترین موجودات زمین ان !حتی اگه ماجرایی مربوط به گذشته باشه ...خیلی گذشته ...بعضی تصویرا برای یه مرد خیلی می تونه غمگین باشه ...مثل ...تصویر دختری که توی ماشین کنارته و سرش رو تکیه داده به شیشه و یه آهنگ و با بغض گوش میده ...مثل وقتی که اسم یه مغازه یا کوچه ایی و با حسرت نگ

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1